تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جهانگشاى نادرى ( فارسى ) — صفحة 127

مساهمون:

ص١٢٧
چهار فرسخى مراغه ، برسم قراولى آمده‌اند . موكب ظفر قرين عازم آنجا گشته ، * روميّه بمحض ظهور اشعهء ماهچه لواى جهانتاب به سمت فرار عنانتاب شده * « 1 » ، بعد از طى يك فرسخ مسافت ، گرد عظيمى ، كه آثار فرار روميّه بود ، از دامنهء كوه سرخاب 652 ، كه در حوالى تبريز واقع است ، ارتفاع يافت . حضرت ظلّ اللهى توپخانه را با جمعى از تفنگچيان در آن مكان گذاشته ، خود با سپاه نصرت‌پناه جرّار و دليران نيزه‌گذار ، بعزم اينكه راه به آن گروه گيرند ، از بيراهه ، كه به مقصد اقرب بود ، شتابان گشته ، معلوم شد كه گرد و سياهى دو فوج است : كه يكى از سمت تبريز ، و يكى از دو فرسخى پيشتر نمايان مىشود . پس آن حضرت فوجى از دليران گزين را بتعاقب فوج پيش تعيين ، و خود با بقيّه سواران و تفنگچيان پياده متوجه فوج آخر شدند . مقارن آن قراولان خبر رسانيدند : كه گرد اول مصطفى پاشا ، حاكم تبريز ، و ينگچرى آغاسى و تيمور پاشا و ساير پاشايان ، كه در اول شب از تبريز حركت كرده‌اند ، * رخت گريز بسته ، * « 2 » از راه صوفيان 653 عازم فرارند . گرد ثانى از بقيّه عسكر روم است ، كه به قدر سى هزار كس در تبريز جمعيّت داشته‌اند ، بعد از فرار پاشايان ايشان نيز متعاقب ، سر خود گرفته ميروند . دلاوران كه دنباله‌رو كاروان پيش بودند ، بسبك عنانى بادپايان برق‌جولان ، خود را به آن گروه رسانيده ، جمعى از ايشان را عرضهء شمشير خونفشان ساختند ، و شيردلانى ، كه در ظلّ رايت اژدهاپيكر ، چنگ و چنگال طمع به خون فوج دوم تيز كرده بودند ، بدستور به آن گروه نزديك شده ، بمحض تقارب فئتين ، آن طايفه تمامى زنان و نسوان خود و اسراى آذربايجان را ، كه همراه داشتند ، گذاشته ، از بيم جان خود را بدامنهء كوه خواجه مرجان 654 ، كه در سه فرسخى
هامش
( 1 ) - در نسخهء « ح » عبارت بين دو ستاره چنين است : « روميه بمحض رؤيت ماهچه لواى حضرت ظل اللهى روگردانده فرار نمودند . » ( 2 ) - در نسخهء « ط » عبارت بين دو ستاره وجود ندارد