افغانان بهمرسيد . سه ماه بر اينمنوال نايرهء آشوب و جدال اشتعال داشت ، تا اينكه ذو الفقار خان غالب آمد ، و در سوم شهر شوال سنهء هزار و صد و چهل و دو هجرى داخل شهر ، و اللهيار خان با كوچ و اتباع خود روانه ماروچاق گرديد . پس طايفهء افاغنه از حقوق عنايات حضرت ظل اللهى « 1 » چشم پوشيده و در نقض عهد كوشيدند . ذو الفقار خان را بحكومت اختيار ، و بعزم ارض اقدس اعلاى لواى اقتدار كرده ، اللهيار خان نيز كوچ و منسوبان خود را در قلعهء ماروچاق گذاشته ، با مودود قلى خان حاكم سرخس و بعضى از حكام اويماقيه كه با او اتفاق داشتند ، سه روز پيشتر از ورود افاغنه وارد ارض اقدس گرديد . از جانب ظهير الدوله ابراهيم خان شرايط اكرام « 2 » و مراعات تمام نسبت به او به عمل آمد . از آنجا كه ضمير منير حضرت ظل اللهى آئينهء صورتنماى احكام قضا و قدر و بمقتضاى هوشيار مغزى ، ناديده و ناشنيده از اسرار ضماير باخبر بوده يقين ميداشتند كه آن فرقه عهدشكن در وقت رفع حاصل آهنگ تاخت خراسان خواهد كرد . بعد از تسخير اصفهان فوجى از جنود مسعود را از موكب نصرت « 3 » نشان روانهء خراسان ، و از همدان نيز بنحويكه سبق ذكر يافت ، باقر خان بغايرى را براى جمعآورى سه چهار هزار تفنگچى نواحى استرآباد و توابع فرستاده ، مقرر داشتند كه در حين ضرورت بمعسكر ابراهيم خان پيوندند ، و بعد به ابراهيم خان نيز فرمان و الا بنفاذ اقتران يافت ، كه غله و افره و ذخيره بيشمار در مشهد مقدس سامان كرده ، بعد از ورود دشمن بنا را بقلعهدارى گذاشته ، از معارضه اعراض نمايند .
ذو الفقار خان با هشت هزار نفر از افاغنه آمده در زاويهء خواجه ربيع باب نزول گشود « 4 » و آغاز تاخت و تاز كرد . ابراهيم خان خبر ورود ايشان را عرض نمود ، و پانزده روز هر روز پشت بقلعه داده كر و فر ميكرد ، و اين مقدّمه
هامش
( 1 ) - در نسخهء « ح » : « جناب نادرى . »
( 2 ) - در نسخهء « ح » : « شرايط غريبنوازى . »
( 3 ) - در نسخهء « ح » : « از لشكر همايون . »
( 4 ) - در نسخهء « ط » : « فرود آمد . »