گذشته ، خود را بقلعهجات درهجزين رسانيدند . چون قبل برين جمعى بتنبيه سركشان درهجزين تعيين شده بودند درين وقت كه اين خبر معروض خدمت و الا شد ، بتازگى فوجى را بمعاونت مأمورين و قلع و قمع آن طايفه محصورين روانه ساختند .
در بيان محاربهء با روميّه و فتح دمدم 646
و مراغه و تبريز بتأييدات داور عزيز
در حينى كه صفاخانه 647 افشار مركز دايرهء اقبال شد . خبر رسيد كه تيمور پاشا حاكم وان و عليرضا حاكم مكرى ، باتفاق پاشايان آن سمت در قلعه مياندواب 648 ، كه ما بين مراغه و دمدم واقع است ، جمعيّت عظيم منعقد ساخته ، بتاخت و تاز ايلات آن سمت اشتغال دارند . خديو كامگار بنه و آغروق را در همان مكان گذاشته ، طرف عصر با شهب دولت سوار ، و با دليران خونخوار ايلغار ، و بيست و دو فرسخ راه طى كرده . هنگام ظهر ورود كوكبه مسعود بكنار رودخانهء قزلاوزن 649 ، كه آرامگاه تيمور پاشا و عسكر روميّه بود ، واقع شد . از آن طرف روميّه نيز بتسويد الوف و تسويه صفوف پرداختند و متهورانه پيش آمده ، بيرقهاى گلگون افراختند . همين كه ازين سر الويه ظفر نهضت يافت و گرد سپاه خونخوار به چشم ايشان درآمد . پاى ثبات و قرار ايشان از جا بدر رفته ، بدون تلاقى و تلاش عطف عنان بجانب مراغه كردند و دليران ظفرنشان نه فرسخى ايشان را تعاقب كرده ، جمعى كثير از ايشانرا قتيل و فوجى معتبر از ايشان را دستگير نمودند . توپخانه و اسباب روميّه بدست آمده ، ولايت دمدم و ساوجبلاغ مكرى 650 و مراغه و دهخوارقان 651 ضميمهء ممالك محروسه گرديد . روز ديگر آغروق و بنه وارد اردو ، و بمعسكر ظفر اثر پيوست و عساكر منصوره سرو زنده و اخترمه را از نظر انور گذرانيده ، مشمول عطايا شدند . بعد از دو روز كه ساحت مراغه مخيم اردوى همايون بود بعرض رسيد ، كه جمعى از روميّه بسركردگى تيمور پاشا به دهخوارقان