تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جهانگشاى نادرى ( فارسى ) — صفحة 125

مساهمون:

ص١٢٥
ملازم خود را با جمعى بطلب او تعيين نمود ، ابراهيم بتفحص پى و اثر بتعاقب اشرف ايلغار كرده ، شب در سياهى ظلمت به زردكوه 640 ، كه در سمت سفلاى شورآبك 641 واقع ، و نزول اشرف نيز در آنجا اتفاق افتاده بود ، وارد شده ، اشرف باز بتكاور گريز مهميز زده ، بدر ميرود . ابراهيم بتعاقب او مىپردازد تا اينكه با تفنگ آماده ملاقى او گشته ، همين كه بوى فتيله بدماغش ميرسد . « 1 » خنجر از كمر كشيده به طرف ابراهيم مىرود . ابراهيم نيز تيز دستى نموده تفنگ را به سينه اشرف بسته عقده‌اى را ، كه در دل تفنگ گره گشته بود ، گشوده دل خود را مانند تفنگ از غم « 2 » خالى مىكند ، و از آنجا مخدرات « 3 » عليا ، بنات مكرمات خاقان مغفور را برداشته بقندهار مىرساند . و بعد از ورود ملا زعفران جواب عريضهء حسين به اين نحو صادر شد : بعد از آنكه شاهزادگان مكرّمه را روانه نمايد ، اسراى او رخصت خواهند يافت . و نيز از جملهء وقايع اينكه : در ايّام توقف رايات همايون در شيراز قريب هزار نفر از افاغنهء دره‌جزين به سمت لار فرار كرده فرمان استمالت از موقف اقبال بايشان مرقوم ، و مقرر شده بوده كه از روى اطمينان وارد دربار عزّ و شأن شوند . آن جماعت حكم مبارك را دست‌آويز كرده از لارالى زار و مزاج اصفهان را خرج بازيافت دانسته هرجا دست مىيافتند به ناخن تسلّط ، سينه‌خراش دلهاى ضعيفان گشته ، مال ايشان را غارت مىكردند . به همين منوال از زار 642 و مزاج 643 گذشته ، در حوالى ييلاقات بختيارى به پير محمد خان حاكم جام ، كه محصل آن جماعت بود ، برخورده ، چون فرمان مطاع را ، * كه حرز 644 الجيب دوست و دشمن و تعويذ 645 بازوى آشنا و بيگانه است * « 4 » در دست داشتند ، پير محمد خان متعرض آنها نگشته . آن طايفه بخاطر « 5 » جمعى
هامش
( 1 ) - در نسخهء « ح » : « اشرف » ( 2 ) - در نسخهء « و » : « هستى خصم » ( 3 ) - در نسخ « و » و « ط » : « خدرين » ( 4 ) - در نسخهء « ح » عبارت بين دو ستاره وجود ندارد . ( 5 ) - در نسخهء « ط » : « با خاطر آرام » .