فايق آمده ، جمعى از زنگنه 620 و كلهر 621 راه عدم پيمودند . به مجرد وصول اين خبر بمسامع آن حضرت ، « 1 » لواى توجه بجانب كرمانشاهان برافراختند ، و جمعى از دليران و غارا برسم منقلاى 622 يك منزل پيشتر از موكب همايون روانه ساختند . حسن پاشا بمحض شنيدن آوازهء نهضت رايت منصور ، توپخانه و قورخانهء خود را ريخته بجانب بغداد گريخت . حسين قلى خان بدون نزاع و منازعه قلعه را بحيطهء ضبط درآورد . چون تمشيت كار آذربايجان مكنون ضمير خورشيد لمعان 623 بود ، « 2 » بعد از استماع اين خبر از اسدآباد 624 همدان صرف زمام عزيمت كرده ، كس فرستاده كه در كرمانشاهان بناى قلعهء جديد گذاشته ، و از جانب زنگنه و كلهر آنچه جوانان كارآمد باشد ملازم ، و امور ولايت را منظم ساخته ، شهر و قلعهء قديم را خراب سازند . و نيز سابقا امر و الا بنفاذ پيوسته بود ، كه حاكم بختيارى دويست نفر خانوار از معارف بختيارى كوچانيده ، در حوالى اصفهان جا و سكنى دهد . در اين اوقات كه آن طايفه موكب و الا را دور ديده بودند ، باستحكام جا و مكان مغرور گشته ، از راه نادانى در دادن خانوار نافرمانى كردند پس حكم و الا صادر شد . كه هزار نفر از آن جماعت را ، كه در معسكر ظفر اثر سالك طريق خدمتگزارى بودند ، از اسب و يراق 625 عارى كرده ، و بعضى از رؤسا كه سرگران راه فرمانبردارى بودند مقيد ساخته ، به پير محمد خان حاكم جام سپردند ، كه بعد از اخذ مبلغى ترجمان « 3 » 626 بجاى دويست خانوار چهارصد خانوار از رؤساى آن جماعت را بالگاى جام نقل نمايند . و نيز چون طايفهء درهجزين 627 درين مدت با افاغنه اتفاق ورزيده ، لازمهء شرارت « 4 » و اسر و نهب و غارت بظهور رسانيده بودند ، بعد از تسخير همدان براى تنبيه آن طايفه جمعى مأمور شدند ، و قلع قلاع ايشان بروجه بليغ به عمل آمد . در حين حركت از
هامش
( 1 ) - در نسخهء « ح » : « جناب نادرى لواى توجه . . . »
( 2 ) - در نسخهء « ح » : « حضرت ظل اللهى . »
( 3 ) - در نسخ « و » ، « ح » : « عوض . »
( 4 ) - در نسخهء « ح » :
« و موجب اسر و نهب و غارت . »