باعث بدنامى آن حضرت در پيش نزديك و دور خواهند شد . همان بهتر كه پادشاه خراسانيان را معاف و ديگران را متكفل در كار جهان مطاف سازند ، كه اگر وهن و قصورى روى دهد هرزه در ايان حمل بر تهاون آن حضرت ننمايند .
مجلس گفتگوى از ظهر تا عصر امتداد يافت ، و هنگامى كه نزديك بود نگين آفتاب از كف سلطان عصر بيرون رفته ، خسرو زرينافسر سپهر ، ديهيم گوهرنگار مهر را بر زمين زند ، شاه طهماسب آشفتگىخاطر و ملال ظاهر كرده ، از روى طرح 572 ، افسر از سر و مهر از بغل درآورده ، بر زمين زد .
آن حضرت چون ديدند كه اين سخن بر طبع او ناموافق ، و حركت هم بدون اتمام كار نالايق « 1 » است . در مقام اعتذار توقف اختيار كرده ، اظهار نمودند كه اگر اين مسؤول ، مقبول خاطر پادشاه نباشد رضاى ما هم منوط برضاى ايشان است ، گفته بوديم كه پايتخت را بدست آورده ، حضرت پادشاه را متمكن سازيم ، اين معنى به عمل آمد ، انشاء اللّه تعالى دشمن را بالمرّه آوارهء ديار نيستى ساخته ، آن وقت رايت مراجعت افرازيم .
از وقايع ايام توقف اينكه :
خبر رسيد معتمدى كه از دامغان بسفارت روم تعيين گشته بود ، در تبريز سفر آخرت « 2 » اختيار كرده ، لهذا رضا قلى خان شاملو را در عوض او بابن امر روانه و مأمور و حكّام نيز به حويزه و كوهگيلويه و بختيارى و ولايات تابعه تعيين فرمودند . چون به نحوى كه سابقا نگارش يافت حسين قليخان زنگنه و آغورلو خان زياد اوغلى با فوجى مامور به سمت ساوجبلاغ و قزوين بودند ، پسر سيدال تا چندى بانتظار كار اصفهان ، از ايشان استمهال ، و مقارن اين حال ، شبى مستحفظين را غافل و با كوچ و اسباب بجانب
هامش
( 1 ) - در نسخهء « ح » ، « ط » : « ناشايست »
( 2 ) - در نسخهء « ط » : « بجهان ديگر شتافته »