تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جهانگشاى نادرى ( فارسى ) — صفحة 107

مساهمون:

ص١٠٧
بيت
نويد فتح و ظفر چون بپادشاه رسيد * نواى عيش و بشارت به مهر و ماه رسيد
از آنجا كه غرض كلى ازين سفر تسخير اصفهان بود ، كه به يارى ايزد ميسر گشت ، و دشمن آوارهء ديار ادبار گرديد ، و نيز خراسان وطن اصلى غازيان ، و آشوب آن سرحد مستغنى از بيان بود . حضرت ظلّ اللهى بعد از انتظام امور شهر به باجگاه 570 ، كه خارج شهر است ، نقل مكان فرموده ، تا بعد از ورود موكب شاهى ، و تمكّن او بر سرير سلطنت روانه خراسان شوند . شاه والاجاه مرحله‌پيماى طريق مسارعت گشته ، در هشتم شهر جمادى الاولى وارد اصفهان 571 ، و در عرض راه بمنزلى كه حضرت ظلّ اللهى اقامت داشتند نزول فرموده . هرچند كه قلبا برفتن آن حضرت بصوب خراسان راغب ، و رفع مخل « 1 » را طالب بودند . امّا چون ميدانستند كه اگر آن حضرت عنان عزيمت بصوب خراسان معطوف دارند . اوضاع سلطنت مختل ، و كارها به شكل اول خواهد شد . در فسخ اين عزيمت نيازمندى اظهار ، و براى توقف مبالغه « 2 » و اصرار كرده ، آن حضرت بنا را بر تأمل گذاشتند ، روز ديگر باز پادشاه والاجاه سران سپاه را طلب ، و اعاده اين مطلب كرده ، ايشان در جواب عرض كردند ، كه جناب نادرى تائيد يافته رب العزتند و تا پاى همت را بميان گذاشته‌اند ، دست سركشان و گردن‌فرازان كوتاه گشته ، كارها مزاج و نقد دست فرسود شاهى رواج يافته است . در صورتى بعرض اين مطلب توانيم پرداخت كه آن حضرت فريدا مدار اليه كارخانه سلطنت بوده ، راه دخل غير مسدود گردد و اين خود منافى سليقه پادشاه است ، و عنقريب ارباب غرض در محفل دولت‌بار ، و در مهمات ملكى اقتدار يافته ، مانع پيشرفت امور ، و
هامش
( 1 ) - در نسخهء « ح » : « و دفع حضرت ظل اللهى » ( 2 ) - در نسخهء « ط » : « تأكيد . »