تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جهانگشاى نادرى ( فارسى ) — صفحة 104

مساهمون:

ص١٠٤
از يكه‌تازان گزين افغان هم قدم بميدان دليرى گذاشته و بمدافعه پرداختند . آن حضرت از آنجا كه هميشه خداوند عالم را يار و مددكار ، و فراز و نشيب جهان را در نظر همت يكسان و هموار ميدانست ، مقيد به سختى و سستى مكان نگشته ، بجانب ايشان روى آورد * چون آن شهريار جوانبخت را ، بارشاد پير خرد و راهنمائى الهام خداوند صمد 564 ، در هر جنگ بمقتضاى مصلحت وقت ، روّيه خاص و اسلوب عليحده است * « 1 » . درين كرت طرح جداگانه ريختند : اولا تفنگچيان بهرام‌كين ، كه پياده‌رو لشكر فيروز جنگ و مانند شير و پلنگ در زنجير انتظار خديو با فرهنگ بودند ، سلسلهء خوددارى از گردن برگرفته ، با جنگ و چنگال دليرى ، بر سر توپخانه روان شدند ، و متعاقب ايشان آن حضرت اعلام ظفر نشان را شقه‌گشا ساخته ، قول نصرت قرين را حركت دادند . پيادگان دلاور صداى زنبورك و تفنك را آواز چغانه 565 و چنگ و آتش‌افشانى توپهاى فرنگىنژاد را ، در بازار جان‌فروشى توپ اطلس گلنار روم و فرنك تصور نموده ، در آن درياى آتش ، نهنگ‌آسا غوطه‌ور گشته ، تا گوهر شاهوار ظفر را بدست آورند . يعنى بدون محابا و درنگ يورش برده ، توپخانهء افغان را بتيزدستى اقبال خديو جهان تصرف ، و به آب تيغ آتشبار اين شعله جانسوز را ، كه زبانهء شرارش بزبانيان 566 ميرسيد ، فرو نشانيدند . جانبازان عرصهء كين كه برسم طرح و كمين سواره مهيّاى امر و اشاره و الا بودند ، باذن آن حضرت يورش انداخته مركب جلادت برانگيختند ، و از دو جانب به يكديگر درآويختند . نظم
چو درياى خون شد همه دشت و راغ 567 * زمين چون شب و آسمان چون چراغ ز آواز اسبان و گرد سپاه * نه خورشيد پيدا نه تابنده ماه
در اثناى گيرودار ، كه شعشعهء سيف ، و بارقهء سنان خيره‌كن چشم
هامش
( 1 ) - در نسخهء « ح » و « ط » عبارت بين دو ستاره وجود ندارد