و تهيه و تدارك وارد اصفهان ، و اوّلا امر بر قتل عام سكنه بىگناه اصفهان داده ، سه هزار كس متجاوز از علماء و معارف و ساير رجال را از دم تيغ تيز گذرانيد . از آن طرف حضرت شاه طهماسب نيز باشارهء و الا براى تنظيم و مهمات ملكى در طهران توقف كرد . و بنابر اينكه عبور توپخانه از راه قهرود 556 متعذر بود ، كوكبهء همايون از راه نطنز 557 عازم اصفهان گرديد ، در هر منزل قراولان طرفين ملاقى يكديگر گشته ، سروزنده آن جماعت را بپيشگاه حضور ميرسانيدند . باز اسلام خان افغان در حوالى كاشان ، با فوج عظيم بعنوان دستبرد ، دست از آستين جلادت برآورده ، داوطلب جنك گشت ، قراولان اين سمت كه عدّت ايشان زياده بر پنجاه نفر نبود دچار افاغنه مزبور و در سر كوهى محصور گشتند ، ناچار قراولان با تيغهاى آخته ، بر آن گروه تاخته ، سالم از ميان آن فوج بيرون شتافته ، شرفاندوز خدمت « 1 » شدند . آرى اگر گنجشك ضعيف دستآموز تربيت آن حضرت شود ، بشهباز بلندپرواز درآويزد ، و اگر روباهى به قلاده تعليمش درآيد ، با شير ژيان درستيزد .
در بيان جنگ مورچهخورت 558
و مغلوب شدن افاغنه در نوبت سوم
اشرف غليجايى چون پيش از وقت ، از سر عسكر روم كه در همدان مىبود استمداد نموده ، سر عسكر نيز چند نفر از پاشايان جليل الشان را با جمعيّت شايان ، بمعاونت او روانه ساخته بود . اين دفعه روميه را نيز رفيق عزيمت ساخته با كوكبه و استعداد تمام ، و احتشاد و احتشام مالا كلام طريق مقابله سپرد . در مورچهخورت نزول و ماهچه رايت جهانگشايى هم از اين طرف بباغ ميران « 2 » 559 پرتو نزول افكنده ، دو فرسخ ما بين فريقين فاصله بود .
نخست فوجى از اكراد قراچورلو ، كه بقراولى طليعهء نصرت اثر مأمور بودند ، بمقدمهء افغان ملاقى ، و شاهد مشكين كلالهء تيغ و سنان بپر كردن پيمانهء عمر دليران ساقى گشته ، . اول كار را چون آخر كار بدمستان « 3 » ساختند .
هامش
( 1 ) - در نسخهء « و » : « شرف خدمت اقدس يافتند »
( 2 ) - در نسخهء « ب » : « ميرميران »
( 3 ) - در نسخهء « و » : « بزم مستان »