و بيك گردش ميدان سرخصمين از بادهء ناب آب شمشير تابناك گرم شده ، چهارصد تن از ايشان به خاك افتادند . از تقرير گرفتاران خبر ورود پاشايان روم بمعسكر اشرف معروض خدمت اقدس شده ، از آنجا كه درياى عزم آن حضرت ببحر محيط 560 توكّل پيوسته ، و در هر امرى ضمير بحر حوصلهاش سفينهء اميد را بناخدايى لطف خداى يگانه ، بلنگر تحمّل بسته بود . اين معنى را نيز از نتايج آمد اقبال دانسته ، آن شب فريقين از همان مكان ، با سپاه انجم حشم ، چشمبراه انتظار طلوع طليعه مهر زرين علم آسوده ، صبحگاهان ، كه بيستم ماه ربيع الثانى بود ، نخست از طرف اردوى كيهانپوى همايونى طبل رزمسازى بلندآوا ، و اعلام جهانگشايى فلكسا گشته ، كوكبهء سطوت سلطانى ، و دبدبهء 561 همت سليمانى ، بجانب اشرف روان ، و بانگيختن گرد هيجا بر سر آن طايفه خاكبيز 562 غبار خذلان و هوان گرديد . چون پشت مورچهخورت محل نزول افغان گشته كوه بلندى كه در آن موضع واقع است راه را بر ميدان جنك بسته بود ، آن حضرت اراده كردند كه بر سر اردوى ايشان نرفته از دامنه كوه « 1 » متوجه جانب اصفهان شوند ، شايد « 2 » كه افاغنه از پشت كوه رو بمعركهء رزم آورند . بعد از آنكه موكب نصرت پژوه ، مقارن آن كوه فلك شكوه گرديد . اشرف چون در جنگ به اعتقاد خود از تيپ و دستهآرايى آن حضرت كار آزموده و از طريق جنگ خديو جهان تجربهاندوز شده بود . اين دفعه در مقام معارضه به مثل درآمده ، بضابطه و آيينى كه در مجادلهء مهماندوست از شهريار كشورگشا ديده بود ، رنگ جنك ريخته ، افواج لشكر خود را در يك سلك انعقاد و انتظام ، و اطراف اردوى خود را بتوپهاى كوه بنيان استحكام داده ، توپهاى ثعبان 563 مهابت را از جاى تيررس ، كه گلوله داخل فوج لشكر مىشد ، رعدآوا ساخت ، و جمعى
هامش
( 1 ) - در نسخهء « و » : « دماغهء كوه »
( 2 ) - در نسخهء « ح » : « بوكه »