ظلّ اللهى ايشان را عناندارى نموده فرمودند : كه هر وقت ضمير و واردات غيبى مقرون بصلاح داند ، بتعاقب مأذون خواهم ساخت .
در امور چندى كه در آن حال بوقوع انجاميد :
بعد از شكست افغان ، كه رايت عزم اشرف نگونسار شد ، موكب جهانگشا وارد دامغان گشت . از آنجا كه رأى جهان آرايش آئينهء صورتنماى امور آينده ، و پرتو حال ماضى و مستقبل بر پيشگاه خاطر الهامپذير اقدسش تابنده است ، سرپنجهء بخت را پيش از وقت مالك زمام دولت ديده ، از همان مكان معتمدى را بطلب ولايات آذربايجان برسم سفارت روانهء روم فرمودند .
پس رأى گيتىآراى همايون اقتضاء كرد ، كه متعاقب اشرف كوچ بر كوچ عازم اصفهان شوند . به آن عزيمت متوجه منزل آهوان 546 گشته ، در اثناى راه با شاه والاجاه مشغول مكالمه بودند ، گفتگوى حقانيتآميز حضرت ظلّ اللهى بمفاد « الحقّ مرّ » بر طبع مبارك شاهى ناگوار آمده ، نقارهخانه و خاصان خود را از موكب فيروزى كوكب جدا كرده ، از روى خشم و قهر بجانب تويه - دار 547 روانه شدند . آن حضرت گامى چند رفاقت كرده ، هرچند نصايح مشفقانه « 1 » القاء كردند مفيد نيفتاد . پادشاه آن روز وارد تويهدار شده ، آنجا رحل اقامت انداختند . حضرت ظلّ اللهى محمد عليخان و سيد عليخان عرب را كه دخل كامل در مزاج پادشاه داشتند ، بارشاد
« فَقُولا لَهُ قَوْلًا لَيِّناً »
« 2 » روانه ساختند ، كه بهر زبانى كه باشد او را از سر طيش 548 بازآورده ، برگردانند . دو روز در سمنان بانتظار شاه والاجاه توقف كرده ، پادشاه نيز از خمار غيظ غليظ افاقه حاصل كرده ، بازگشته ، از گرد راه بخيمهء حضرت ظلّ اللهى شتافته ، بذيل اعتذار غبار نقار از آئينهء خاطر يكديگر زدودند . پس آن حضرت به حسينقلى خان زنگنه سردار ، و اغورلو خان چرخچىباشى 549 ، كه در سمت
هامش
( 1 ) - نسخهء « ح » اين جمله را اضافه دارد : « و اظهارات پدرانه »
( 2 ) - سورهء 20 ، آيهء 47 ، معنى : « پس بگوئيد مر او را گفتارى نرم . »