سبكتر از ريگ روان شود ، و در شام كين چون منع آتشافروزى كند برق را قوت و قدرت چخماق زدن نباشد - افاغنه نيز جمعيّت خود را سه دسته كرده ، از سه جانب جلوريز و با تيغهاى كشيده ، و سنانهاى تيز ، بجانب قول تكاورانگيز ، و مشغول ستيز و آويز شدند . جمعى از جوانان نامى ايشان ، كه هميشه در معركهء جلادت پيشتاز و در عرصهء خصمافكنى رزمساز بودند ، پيشاپيش آن طايفه از پى يكديگر روى به تيپ حملهور گشته ، همينكه بتيررس گلوله رسيدند توپچيان فرنگىنژاد آتشدست ، بدستيارى سوار فتيله امر و الا را برسم سر گوشى به گوش توپ رعد خروش رسانيدند . از تراكم بخار آسمان آثار
« يَوْمَ تَأْتِي السَّماءُ بِدُخانٍ مُبِينٍ »
« 1 » آشكار كرد ، و زمين آيهء
« يَغْشَى النَّاسَ هذا عَذابٌ أَلِيمٌ »
« 2 » بر گروه خصم پديد آورد .
گلوله توپ آن يكهتازان عرصهء بىباكى را ، با چند نفر زنبوركچى و شتران زنبورك ، كه به خط مستقيم در محاذات توپ بودند ، از پيش برداشت .
افاغنه از مشاهدهء اين حال مانند توپ آتش بجان افتاده ، دود از نهادشان برآمد . آن طايفه از هر طرف كه هجومآور شدند ، خود را در درياى آتش شناور ديده ، بجانب تيپ خود شتافتند . پس قول همايون به همان ضابط و ترتيب متوجه تيپ افغان گشته ، بتوپ ديگر علمدار ايشان از پا درآمد .
اشرف چون لواى اقبال را سرنگون ديد ، « 3 » دم را علم كرده ، توپخانه و خيام و اسباب خود را گذاشته ، مانند بخت خود برگشته ، روبگريز نهاد .
در آن روز از سه ساعتى روز تا عصر تنگ ، نواير جنگ و بوارق توپ و تفنگ فروزان بود . جمعى كثير از افاغنه و عظماى ايشان مقتول و زنده دستگير شدند . هرچند كميت تيزگام دليران ، به قصد تعاقب ايشان سركشى و جولان مىكرد ، ولى چون هنوز تجربهآموز راه و رسم جنگ نبودند 545 ، حضرت
هامش
( 1 ) - سوره 44 ، آيه 10 ، معنى : « روزى كه آيد آسمان بدودى آشكار . »
( 2 ) - سوره 44 ، آيه 11 ، معنى : « فروپوشد مردم را اين شكنجهايست دردناك . »
( 3 ) - در نسخه « خ » اين عبارت وجود دارد : « قامت را خم و »