و مقدمة الجيش او بود ، بر سر توپخانه روانه كرد . در حينى كه توپخانهء آتشفام وارد قلعهء مهر دشتى 541 من اعمال بسطام شد . از آن طرف نيز دو فرسخى قلعهء مزبور مطلع ماهچه اعلام ظفر فرجام گشته بود . سيدال از بسطام بلد گرفته بيك فرسخى قلعه آمد ، و از آمدن موكب منصور آگاهى يافت ، از آنجا بلدها را كشته روى برتافت . در هنگامى كه شهر بند بسطام مقرّ كوكبهء انجم احتشام « 1 » گشت ، بسبب كثرت و ازدحام سپاه توپخانه در خارج شهر قرار گرفته بود . سيدال با افاغنه شبيخون بر سر توپخانه آورد ، ولى كارى نساخت ، و بجانب اشرف لواى هزيمت افراخت . پس روز ديگر رايات جهانگشا متوجه مؤمنآباد 542 دامغان گشت ، سيدال از مؤمنآباد روانهء مهماندوست ، و اشرف هم از سمنان پيش آمده در مهماندوست 543 به يكديگر پيوستند . روز شنبهء ششم شهر ربيع الاول دو سيل بلادرجوش ، و دو بحر موّاج در خروش آمده ، در كنار آب مهماندوست طرفين دست از جان شسته ، بمقابلهء يكديگر شتافتند . در آن روز آن حضرت تمامى لشكر فيروز را يك قول قرار داده ، تفنگچيان پياده را كه هريك با سام سوار برابر بودند ، فوج فوج با توپخانه صاعقه بار محيط آن درياى خونخوار ساختند و مقرر شد كه افواج ظفرپژوه ، و دليران انجم شكوه ، به همان نهج گروه گروه ، در جاى معين در كمال آرام و وقار ضبط عنان ثبات و قرار كرده ، بدون امر همايون از جا در نيايند ، و دست باستعمال آلات حرب نگشايند - « 2 » زهى خديوى كه در ميدان رزم چون سپهبد عزمش به سكون بحر اشارت نمايد موج لنگردار طوفان شود ، و هنگامى كه به جنبش كوه گرانمايه امر نمايد صخره صماء 544
هامش
( 1 ) - نسخهء « ط » اين عبارت را اضافه دارد « و خداوندگار نيكو فرجام »
( 2 ) - در نسخهء « ب » و « و » اين قسمت كه بين دو خط آمده چنين است : « الحق در مقامى كه سپهآراى عزمش به ترتيب قوانين رزملواى قرار افرازد بنهيب حادثه دهر احدى گام از مقام مقر فرا نتواند گذاشت ، و هنگاميكه سياست شاملش بضبط رسوم حزم پردازد بصدمهء چرخ ستيزهكار كسى قدم از جاى خويش نتواند برداشت . »