از رؤساى معتبر ابدالى چاكر ركاب سعادت پيوند گشته ، حكومت هرات به اللّهيار خان استقرار ، و رقم حكومت باسم او عزّ اصدار يافت . پس فارسىزبان را كه در قلعهجات توابع هرات بودند ، با طايفهء جمشيدى 532 سكنهء باد غيسات كوچانيده ، بمحال جام و لنگر 533 و نواحى ارض اقدس فرستادند . مقارن آن احوال ، عريضهاى از جانب اللّهيار خان رسيد ، مشعر بر اينكه غازيان نصرت نشان كه از منزل شكيبان بتاخت فراه رفته بودند ، فراه را تاخته و اسير و غنيمت بسيار بدست انداختهاند ، از جملهء اسراء جمعى زنان و اقارب ذو الفقار خانند ، استدعاء ميرود كه اسراى مزبور بايشان رد شود . فرمان و الا با طلاق اسراى او عزّ اصدار يافته ، در چهارم ذى الحجة الحرام آن سال آن حضرت بفيروزى و اقبال ، وارد ارض ارم تمثال گشتند . مدت سفر مزبور تا روز ورود به مشهد مقدس دو ماه « 1 » اتفاق افتاد . 534 از آنجا مجددا خلاع فاخره با شمشير مرصع ، براى اللهيار خان ارسال ، و او را بنوازشات مشفقانه مستمال 535 ساختند .
در بيان حركت اشرف غليجايى از اصفهان بجانب خراسان و وقوع جنگ فيما بين او و حضرت ظل اللهى در كنار آب مهمان دوست و انهزام او
بعد از آنكه مشهد مقدس مقر كوكبهء منصور گرديد و روز عيد اضحى عساكر فيروزى مآثر را رخصت مراجعت باوطان خود دادند . مطمح نظر 536 و الا آن بود ، كه در زمستان آن سال بر سر تركمانيه دشت رفته ، موسم بهار را در استرآباد منقضى سازند ، و نزديك برفع « 2 » حاصل 537 لواى مملكتگيرى بجانب اصفهان افرازند . بمفاد « اذا اراد اللّه شيئا هيّأ اسبابه » . چون حكم قضا در سرانجام لوازم دولت همه جا بر ارادهء آن حضرت سبقت گزين ، و هر تمنايى بمحض خطور از خاطر اقدس بحصول و تيسر 538 قرين بود . بمضمون اينكه :
هامش
( 1 ) - در نسخهء « و » و « ح » : « شصت روز »
( 2 ) - در نسخهء « و » : « نزديك بحاصل »