اللّهيار خان آدم آمده ، طريق مصالحه جست . آن حضرت به زبان حال فرمودند :
« تكيه بر عهد تو و باد صبا نتوان كرد »
پس فرمودند مادام كه جمعى از رؤساى ابدالى وارد حضور نگشته . تعهد خدمت سگالى نكنند ، شاهد مصلحت در آئينه حصول صورتپذير نيست . پس از جانب اللّهيار خان عبد الغنى عليكوزائى ، و چند نفر از معتبرين آمده عهد اطاعت بسته آن حضرت نيز مسؤول آن جماعت را قبول ، و بجانب مويزك 523 عطف عنان ظفر شمول كردند . روز ديگر خبر از اللّهيار خان و عبد الغنى ابدالى كه سركردكان معتبر بودند ، رسيد ، مشعر بر اينكه : ذو الفقار خان حاكم فراه با جمعيّت بسيار باعانت ابدالى آمده ، آن طايفه به اين اطمينان از معاهده و استيمان پشيمان گشتهاند . بعد از رسيدن اين خبر آن حضرت هزار نفر از دليران معركهء رزمجويى را به سمت فراه كه راه « 1 » ذو الفقار خان بود ، روانه و قريهء شكيبان 524 را مخيم اردوى همايون ساخته ، و دو روز در آن مكان رحل شكيبايى انداختند . اما ذو الفقار خان شب در ظلمت ليل از پشت شكيبان گذشته ، در كمينگاه كين نشست . روز سيّم باز جمعيّت افغان نمودار ، و اللّهيار خان با فوجى از جانب شرق آتشافروز نايره حرب و پيكار ، و ذو الفقار خان نيز با جمعى انبوه از كمين كين درآمده ، بر سر اردوى همايون رفته ، متوجه كارزار گشت .
حضرت ظلّ الهى فوجى از غازيان را بمدافعهء ذو الفقار خان مأمور و او را بتير دلدوز و سنان جانسوز از سر بنه دور كردند ، از افاغنه جمعى كثير هدف گلولهء توپ و تفنگ ، و زخم تير و شمشير گشتند . هنگام شام دليران طرفين دست از جنگ بازداشته ، در حوالى قلعهاى موسوم به يادگار 525 ، در محاذى يكديگر نصب لواى قرار كردند .
روز ديگر كه كوكبهء زرين مهر خاورى آغاز جلوهگرى كرد « 2 » .
هامش
( 1 ) - در نسخهء « و » : « مقر »
( 2 ) - در نسخهء « ج » : « كه كوكبهء زرين فام مهر از بام سپهر آغاز جلوهگرى كرد . »