در قلعهجات سر راه بودند برگرفته ، رديف خود ساخته ، تا دروازهء هرات عنان باز نكشيدند . عساكر فيروزى مآثر داخل كافر قلعه شده ، شروع بنهب و غارت خيام و اسباب آن طايفه لئام 516 كردند ، و توپخانه و نقارهخانه آن جماعت بدست آمد . حضرت ظل اللهى از منزل رباط چرخه 517 شاه طهماسب را با آغروق ، و توپهاى بزرگ بقريهء شاده 518 روانه ، و خود با توپخانهء جلو از راه تيرپل 519 عازم هرات شدند .
اللّهيار خان و افاغنه مجددا جمعيت خود را درست كرده ، ما بين شهر و رباط پريان 520 دو فرسخى شهر باستقبال آمدند . نخست سفيرى با عريضهاى مشعر بر صلح به خدمت و الا فرستادند . بعد از لمحهاى 521 از راه تزوير برآمده ، از پشت لشكر نصرت اثر بجانب ميسره ميل ، و بقاعده افغانى عدّه كرده ، سگى را كشته ، به سمت شيران بيشه وغا انداختند . بعد از خودساختگىها بهيأت « 1 » مجموعى با شمشيرهاى آخته ، در كمال جلادت بقلب سپاه نصرت پناه تاخته ، بپيادگان جلو درآويختند . خيرگى آن جماعت بجايى انجاميد كه كار از تفنگ و تير گذشته بجنگ با كارد و شمشير رسيد . از ابتداى طلوع مهر گيتىفروز ، تا نيمروز بوارق تيغ و خنجر دلدوز خانمانسوز مىبود . هزار نفر متجاوز از آن گروه بضرب سيف آبدار بر خاك هلاك افتاده ، تتمه با قلب آتشناك ، تندتر از باد بجانب كوشك باد صبا 522 شتافتند . هرچند كه مقام اقتضاى تعاقب مىكرد اما مراعات رويهء حزم مانع آمد واحدى رخصت نيافت كه قدم پيشتر نهد .
همان رزمگاه موقف كوكبهء عز و جاه گشته ، همين كه آشوب جنگ فرو نشست ، باد شديدى برخاست * ، به حدى كه نزديك بود كرهء خاك بباد و عالم امكان عناصر از ياد رود « 2 » * دو شبانروز طرفين از كثرت گرد و خاك چشم از جنگ پوشيده در همان مكان مكث كردند . روز سيم كه شدت باد و كثرت غبار تسكين پذيرفت و باد غرور از دماغ فلك بيرون رفت . باز از جانب
هامش
( 1 ) - در نسخهء « ح » : « به حالت جمع »
( 2 ) - در نسخهء « ح » عبارت بين دو ستاره افتاده است .