تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جهانگشاى نادرى ( فارسى ) — صفحة 91

مساهمون:

ص٩١
خصم بادپيما را ساكن ساختند . اگرچه از روى تحمل و شكيب ، بنهيب مهيب افواج پياده را بميدان رانده ، سواران افغان را از پيش برداشتند ، اما پاى راست آن حضرت كه سركوب سركشان جهان بود ، زخم نيزه برداشت . چون شب بر سر دست آمد ، كوكبهء ظفرقرين در همان مكان و افاغنه در حوالى قلعهء كافر قلعه نزول كردند ، باعتبار اينكه آن مكان از آب دور بود ، آن شب جيوش بحر خروش از بىآبى اندك بىتابى كردند ، و بحفر چاه آب بر آتش عطش افشاندند . روز ديگر كه سپاه نجوم از كافر قلعهء ظلمت ليل ، كوس رحيل 514 كوفت و بجانب غرب ميل كرد . افاغنه حركت و از راه كوسويه گذشته ، در يك سمت آب هرىرود 515 ، و اردوى همايون نيز متعاقب ايشان رفته در طرف ديگر رود فرود آمدند . آن روز از هيچ طرف اقدام بجنگ نشد ، و ارادهء اقدس آن بود كه روز ديگر بعزم كوسويه لواى ظفر افرازند . سحرگاهان چون توپ اژدر دهان افق گلولهء آتشبار مهر را از دهن درانداخت ، و عرصهء جهان را از سياهى سپاه ظلمت شب پرداخت . معلوم شد كه افاغنه در شب توپخانه خود را بمحاذى اردوى نصرت قرين آورده ، مهياى جنگ گشته‌اند . پس آن طايفه دو دسته شده فوجى از ممر رودخانه ، و جمعى از جانب ميمنه هجوم‌آور شده ، بدستور روز پيش آغاز خيرگى ، و اظهار چيرگى كردند ، و تفنگچيان پياده را كه مستحفظ آن سمت بودند ، از جا برداشتند . در آن اثنا باز يكه‌تاز ميدان دلاورى ، و طنطنه‌پرداز معركهء سرورى ، اعنى جناب نادرى مانند شير غران با شمشير بران ، خود را بقلب سپاه آن گروه زده ، ايشان را از ميان پيادگان دور ، و مفاد آيهء كريمهء
« لِيَمِيزَ اللَّهُ الْخَبِيثَ مِنَ الطَّيِّبِ »
« 1 » را بظهور آوردند . تا هنگام ظهر نيران قتال اشتعال داشت ، بعد از ظهر شكست فاحش باحوال آن طايفه راه يافته ، و جمعى كثير از ايشان بوادى عدم شتافته ، و بقية السيف « 2 » روى برتافته ، عيال و اطفال خود را كه
هامش
( 1 ) - سورهء 9 ، آيهء 39 ، معنى : تا جدا كند خدا پليد را از پاكيزه ( 2 ) - در نسخهء « ح » : « آنچه از عسكر مانده بود »