تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جهانگشاى نادرى ( فارسى ) — صفحة 90

مساهمون:

ص٩٠
تمام وارد كوسويه شده ، آن حضرت اولا براى استمزاج 512 ، شرحى برؤساى ابدالى نگاشته ، كلك را صلاح‌انگيز و ايشان را باطاعت ارشاد و تحريض نمودند ، ولى آن جماعت جواب را حواله به زبان شمشير تيز كردند . روز ديگر سر حوض دغارود 513 ، مضرب خيام سپهر نمود گشته ، طلايه‌داران مريخ‌صولت ، و پاسبانان كيوان‌مهابت ، آن شب بپاسدارى دامن بر كمر زدند . افاغنه آمده رباط ديوار پشت كافر قلعه را حصن خود ساخته بسدّ راه پرداختند . پس موكب مسعود از دغارود نهضت و از نيمفرسخى قلعه بجانب كوسويه منحرف گشته ، افاغنه لابد ترك سيبه و سنگر ، و آهنگ مقابله لشكر نصرت اثر كردند . چون بنحويكه سبق ذكر يافت ، طايفهء افاغنه بجنگ قزلباشيه دلير و بروباه بازى شيرگير شده « 1 » ، بر اهل ايران استعلاء ، و بر ولايت استيلاء داشتند . آن حضرت ميخواستند كه نخست مجاهدان غازى ، سپاهيانه با آن طايفهء خيره‌سر دست بازى نموده ، بعد از خودآزمايى قدم بميدان كين گذارند ، و بسرانگشت سنان جانستان پرده پندار از رخ كار آن طايفه بردارند . لهذا توپخانه و تفنگچيان پياده را حصار لشكر و محيط عسكر ساخته ، جمعى از سواران نيزه‌گذار ، و يكه‌تازان عرصه گيرودار را ، در برابر قول همايون ، بعنوان طرح تعيين ، و بقانون سپاهيگرى هنگامه‌آراى معركهء كين كردند . افاغنه اول بجانب ميمنه حمله‌ور گشتند ، پيادگان طرح بكمك ميمنه درآمدند جنگ درپيوست . در آن اثنا جمعى از افاغنه دست بشمشير ، بجانب پيادگان هجوم‌آور شده ، داخل ايشان گشته ، خيرگى را از حدّ برده ، پيادگان را پس نشاندند . از برگشتن ايشان ، دليران نيز سررشتهء جنگ را از كف گسسته ، نزديك بود كه وهنى رو دهد . كه مقارن آن آيت فتح الهى ، يعنى حضرت ظلّ اللهى ، با شمشير تيز بعرصه ستيز ، تكاورانگيز گشته ، يكنفر از پيشتازان آن فرقه را به خاك هلاك انداخته ، به آب تيغ جانسوز آتش جرأت
هامش
( 1 ) - در نسخهء « ح » ، « ط » : « روباه بازى چرخ شيرگير شده . »