عنبرين ستام 451 را ، بجانب ارض اقدس معطوف ساختند .
در بيان وقايع پيچىئيل موافق سال هزار و صد و چهل هجرى و نوروز فيروز آن سال
داور زرينكلاه مهر ، كه در سر منزل حوت اظهار نهنگى مىكرد ، روز هفتم شهر شعبان ، در ملك حمل از سنجاب « 1 » بهارى 452 افشاى صولت پلنگى كرده ، با تيغ شعشعه 453 ، و رمح و سنان اشعّه ، بخصمافكنى لشكر شتا 454 پرداخته ، خديو جهانگير بهار ، كه منشور عزلش از ديوان قضا ، در ساحت 455 غبرا 456 انتشار يافته بود ، دوباره بر بارهء حكمرانى نشسته افساد پيشگان دى را از دار المرز چمن برانداخت . سپهدار بلند مقدار چنار ، بتازگى به زور بازوى قوت ناميه بر ممالك گلزار دست يافته ، مبسوط اليد گشت . حكم گلهاى آتشين و فرمانرواى فروردين چون آب بر بسيط خاك جارى شد . مجلس تحويل آراسته و لوازم جشن عيد با نصرت و تأييد بتقديم رسيد . چون از ديوان « يفعل اللّه ما يشاء و يحكم ما يريد » ، حكم قضا بزوال آفتاب دولت صفويه تصدير 457 ، و بطلان آن نگاشته كلك تقدير شده بود . روزبروز امور چند از مكمن 458 غيب جلوه ظهور مىكرد . عقل صايب و رأى مستقيم آن را بجز تضييع اسباب آن دولت محملى قرار نمىداد . مجملا از مراتب آن احوال اينكه :
اركان دولت پادشاه و الا جاه سبك مغزى را با گرانجانى و سختدلى را با سسترايى جمع كرده ، بتقريبات اسباب شكست براى آن دولت و الا درست مىكردند ، و آنچه منافى مصلحت بود بجلوهگاه ظهور مىآوردند .
هرچند حضرت ظلّ اللهى بملاحظهء پاس دولت صفويه ، بيشتر در مقام منع و تأديب آن جماعت درمىآمد ، ايشان بمفاد « و لا ينفعكم نصحى ان اردت ان انصح لكم » « 2 » كمتر مىشنيدند . با وجود اينكه عسس 459 امر و نهيشان پا از چارديوار دولتسرا بيرون نميگذاشت ، پيك جهانگرد قوت طامعه را
هامش
( 1 ) - در نسخهء « و » ، « ح » : « سحاب »
( 2 ) - سوره 11 . آيه 37 . معنى : « و نفع ندهد شما را نصيحت من اگر بخواهم كه نصيحت نمايم براى شما »