سنگان نمونهء قلعهء ذات البروج 439 سپهر ، و از شرارهء آسمانسوز بوارق بادليج 440 و ضربزن 441 ، فضاى هامون عرصهء چرخ برين بود . آن شب گلولهء توپهاى صف شكن ، بر برج و باره 442 حصار رخنهافكن گشته ، روز ديگر به همين نهج ، توپهاى صاعقه بار آتشافروز خرمن هستى مرد و زن مىبودند ، تا اينكه از صدمات توپ ، حصار قلعه مانند دل قلعگيان تزلزل يافته ، يك طرف برج فرو ريخت ، دليران ميدان نبرد يورش برده شيرحاجى را تصرف كردند . افاغنه بعد از مشاهدهء اين حال از در استيمان درآمدند . روز ديگر كه صبح صادق تيغ مهر به گردن افكنده ، از قلعه افق برآمد . كلانتر سنگان شمشير استيمان را هيكل گردن ساخته ، دست در ذيل 443 ندامت زده ، متقبل دادن سيورسات گشته ، بقلعه برگشت و دوباره سركشى بنياد نهاد . از اين واقعه ، آتش قهر قهرمان زمان شعلهور گشت . جيش انجم حشر 444 « 1 » ، بفرمان آن سرور ، قلعه را در ميان گرفته ، مشغول ستيز شد . در شب هفتم ماه مزبور قلعه به تصرف درآمد . مردان و زنان ايشان عرضهء قتل و اسر گشتند ، و آن سرزمين لگد كوب جنود ظفرنشان ، و اموال و اسباب قلعه حمل مطاياى 445 كوه توان گشت .
بعد از آنكه كار قلعگيان ساخته ، و قلعه از متنفس 446 پرداخته شد ، از مستحفظان فرزانه با خزر خبر رسيد كه هفت هشت هزار نفر افاغنهء هرات باعانت اهل سنگان ، وارد نيازآباد « 2 » گشتهاند . 447 كوكبهء و الا نيز بعزم مقابله برآمده خواف را كه در يك فرسخى سنگان واقع ، و قلعه محكم و مكان خرم بود ، محل قرار قرار داده بمفاد
« لِكُلِّ نَبَإٍ مُسْتَقَرٌّ »
« 3 » براى هر فرقه و گروه منزل و مكانى مقرر فرمودند . روز ديگر افاغنه كه بجنگ قزلباشيه جرى بودند ، در كمال دليرى وارد دو فرسخى اردوى همايون گشتند . غافل از اينكه :
فرد :
هامش
( 1 ) - در نسخهء « ط » : « لشكر فيروزى اثر »
( 2 ) - در نسخهء « و » ، « ز » ، « ه » : « تاپياد »
( 3 ) - سوره 6 آيه 67 . معنى : « براى هر چيزى وقتى مقرر است . »