عزيمت ارض اقدس كرده ، در آنجا محملكشان 410 هودج 409 مقصود ، از خبوشان وارد گشته ، شاهد مطلوب را بشبستان حصول رسانيدند . اگرچه درين روزنامهء ظفر ، كه نوعروسان دلاراى اكثر وقايع بملاحظهء تطويل مقال حجلهآراى خلوتسراى بيان نگشته در پرده اجمال ميمانند ، و ذكر اين گونه امور از فائده عارى و خارج از دايره مطلبنگارى است ، اما چون مقدّمهء مواصلت باباعلى بيك ، و بعد از آن اين وصلت كه خون دليرانش غازهء آرايش ، و تيغ تيزش گزلك 411 پيرايش بوده ، از مسببات اين دولت شمرده ميشد . لذا بسرانگشت قلم ، نقاب خفا از چهرهء اين مدّعى گشوده شد . همانا حكمت بالغهء الهى مقتضى اين بود ، كه بوسيلهء اين دو وصلت توليد نتايج دولت ، و تكوين مواليد قدرت و شوكت آن حضرت شده ، تا سركشان افشار و ايلات اكراد ، كه اعظم ايلاتند بعد از خودآرايى و خودآزمايى بعجز خود اقرار ، و با خديو آزاده عقد بندگى بسته ، طريق خدمت اختيار نمايند ، و الّا اين مادّه چنان مادّه قابله نبود ، كه توليد اين همه فساد و خونريزى ، و ايراث 412 نزاع و فتنهانگيزى كند . « 1 »
در بيان كشته شدن ملك محمود و ملك اسحاق باشارهء قهرمان قهر خديو آفاق
در خلال اين احوال بظهور پيوست ، كه تاتاريه در مرو بنام ملك محمود نقارهء 413 عصيان فروكوفته ، و قلعه را ضبط كرده بودند . ملك در جزو هر روزه نوشتجات بايشان قلمى ، و آن طايفه را تحريك بفساد مىنمود .
چون در مقدّمهء خبوشان ، چنان كه مذكور شد ارقامى كه از جانب شاه طهماسب مشعر بر مخالفت آن حضرت صدور مىيافت ، مخفى داشته ، خاطر انور ازين رهگذر غبارآلود كلفت 414 مىبود . درين وقت ، كه بروز اين خيانت ضميمهء افعال سابقه گرديد ، افناء بر ابقاء راحج آمد ، محمد خان چوله ، بامر همايون
هامش
( 1 ) - در نسخهء « و » : آيت« ذلِكَ تَقْدِيرُ الْعَزِيزِ الْعَلِيمِ »وجود دارد .