تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جهانگشاى نادرى ( فارسى ) — صفحة 67

مساهمون:

ص٦٧
يافت . شاه طهماسب لابدا از خبوشان حركت كرده ، در حوالى نوروز وارد ارض اقدس شد . پس حضرت ظلّ اللهى كس نزد رحيم خان فرستاده ، تمامى خزاين و اسباب منهوبه را استرداد ، و و اصل سركار شاهى ساختند . در همان اوان حضرت ظلّ اللهى شبى بعد از تجرّد از علايق جسمانيّه « 1 » و هواجس 395 نفسانيّه « 2 » و اتصال بمجرّدات علويّه ، و مشاهدهء صور غيبيه ، و استضائه از انوار قدسيّه در عالم رؤيا ديدند ، كه مرغابى بزرگ كه آن را « قو » گويند نمودار گشته ، آن حضرت تفنگى در دست داشتند و بجانب آن قو خالى كرده ، قو را بدون آنكه آفت زخمى رسد ، زده در بغل گرفتند . بعد از آن بخيمهء قبابى « 3 » كه مخصوص آن جناب بود ، آمده در برابر آن خيمه چشمه و حوضى و در ميان حوض ماهى سفيدى بود ببزرگى بره ، كه چهار شاخ قوى داشت ، آن حضرت به حاضران فرمودند كه او را بگيريد ، همه رفتند نتوانستند ، آخر الامر خود دست انداخته ، صيد كردند و در بغل گرفتند . صبح اين خواب را بنزديكان حضور همايون نقل كردند 396 . شخصى از حضّار اين شعر را خواند :
اگر در خواب بينى مرغ و ماهى * نميرى تا رسى بر پادشاهى .
1414

در ذكر وقايع قوىئيل مطابق سال همايون‌فال هزار و صد و سى و نه هجرى .

روز بيست و ششم شهر رجب المرجّب ، خسرو سيّارگان رخت بشهرستان حمل كشيد ، و شاهد گل بپيرهن بهار ، در شبستان چمن ، و دامان جويبار آغاز جلوگيرى كرد . عروسان دلاراى لاله و ريحان ، در حجلهء گلشن به نشوونما برخاستند ، و مشاطهء قواى ناميه ، چهرهء لاله‌رخان نسرين و ياسمين را به غازه 397 و گلگونه 398 دلكش آراست . * عندليب شوريدهء حال در عشق
هامش
( 1 ) - در نسخهء « و » : « جسمانى » . ( 2 ) - در نسخهء « و » : « نفسانى » ( 3 ) - در نسخهء « د » : « فتائى . »
جهانگشاى نادرى ( فارسى ) — صفحة 67 | ميرزا مهدي خان استر آبادى