تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جهانگشاى نادرى ( فارسى ) — صفحة 66

مساهمون:

ص٦٦
چون دواب و مراكب از شدّت سرما در معرض تلف بودند « 1 » بملاحظه هواى كار و كار هوا حركت ، و عزيمت ارض با بركت كرده ، بعضى از اسبهاى خاصّه شاه طهماسب را از ارض اقدس براى او فرستادند ، باز حضرت شاه طهماسب و اعيان آن دولت بناء را بدفع الوقت گذاشته راه تأمل مىپيمودند ، تا مقدمهء گرايلى واقع و از رسيدن كمك مأيوس گشتند . توضيح اين مقال آنكه : محمد على خان قوللر آغاسى سابق ولد اصلان خان ، كه در ايّام اقتدار فتحعلى خان قاجار از دربار شاهى دور و از قرب بساط مهجور 393 مانده در مازندران مىبود ، بعد از قضيهء فتحعلى خان از جانب شاه طهماسب مأمور شد ، كه خزينه و اسباب سلطنت را كه در مازندران مىبود باردوى شاهى نقل نمايد ، مشار اليه بر وفق فرمان عمل ، و جمعى از غلامان و خاصّان نيز كه از شدت سردى دى ، و دم سردى فتحعلى خان در قشلاق مازندران متوارى بودند ، دوران را بكام و * روى دل را از ايام * « 2 » ديده ، آفتابى شده و همراه مشار اليه بعزم امداد اكراد آهنگ خراسان كردند . بعد از ورود به جاجرم ، من اعمال گرايلى ، رحيم خان حاكم آنجا على الغفلة شب بر سر منزل شرف - الدين نامى ، كه ملازم حاكم استرآباد و در ايام هرج و مرج صاحب جمعيّت و استبداد شده و به محمد على خان پيوسته بود ، ريخته بسبب سابقهء نزاع او را بقتل رسانيد . روز ديگر كه صبح از آفتاب پنجهء خونين بچهره چرخ برين كشيد ، آهنگ منزل كرده ، محمد على خان تمامى اثاث سلطنت را گذاشته فرار ، و رحيم خان تمامى آنها را بحوزهء اختيار خويش درآورد . اين خبر متواتر 394 بسمع شاه طهماسب و اكراد رسيد ، يأس « 3 » كلى بر احوال ايشان راه
هامش
( 1 ) - در نسخه « و » بعد از « در معرض تلف بودند » جمله « و خديو فرزانه نيز از مبادى كار هميشه متوكل بخداى يگانه و عامل حسن مدار با آشنا و بيگانه و جميع خلق زمانه مىبودند . » وجود دارد . ( 2 ) - در نسخهء « ط » عبارت بين دو ستاره وجود ندارد . ( 3 ) - در نسخهء « ط » : « بأس »