تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع التواريخ ( تاريخ سامانيان وبويهيان وغزنويان ) ( فارسى ) — صفحة 59

مساهمون:

ص٥٩
طوق پيرامن شهر كات كه نشيمن گاه خوارزمشاه بود درآمدند ، و از هر جايى فوجى كمين بگشادند ، و اتباع خوارزمشاه را به تيغ انتقام فرو گرفتند . بعضى را بكشتند ، و ديگران را آواره گردانيدند ، و قيدى كه بر پاى ابو على بود ، به دست آوردند و بر كعب خوارزمشاه نهادند . در يك دم حال هر دو شخص متغيّر شد ، امير اسير گشت ، و اسير امير ،
ذلِكَ تَقْدِيرُ الْعَزِيزِ الْعَلِيمِ ،
و ابو على را به اكرام و اعزاز و احترام تمام به جرجانيّه بردند . خوارزمشاه را در لباس اذلال و كسوت نكال بر مركبى بسته به جرجانيه آوردند . [ 22 ] مأمون به استقبال ابو على بيرون آمد ، و در اجلال قدر و تبجيل محلّ او كوشيد ، و انزال فراوان و اقامات بسيار بخشيد ، تا حال او و بقاياى حشم به صلاح باز آمد . از بهر او دعوتى ساخت و ميزبانى كرد كه مثل او معهود نبود ، و شراب حاضر كرد . ابو على مدّتى بود تا از معاشرت و مباشرت معازف و ملاهى اعراض كرده بود ، و به سبب حوادث محن و طوارق فتن از شراب تجافى نموده . چون به جناب مأمون رسيد ، به دوستگانى به خدمت او به زانو درآمد . چون دورى چند بگرديد ، سورت شراب در دماغ او اثر كرد . خوارزمشاه را تخت بند حاضر آوردند و چندانكه با وى سخن گفتند ، و در ملامت او مبالغت كردند ، جواب نداد و سر از خجالت برنداشت . آخر كار به يك ضربت شمشير سر او در ميان مجلس انداختند ، و بياض شيب او به حمرت مجاجهء اوداج خضاب كردند . و خوارزم مأمون را مستخلص و مستصفى شد ، و با سواد ديوان خويش گرفت . و در حق ابو على و شفاعت در باب او به حضرت بخارا ابواب مفاتحات را آغاز نهاد ، و در خواستن قبول توبت و انابت و اعراض از سوابق وحشت مبالغت كرد . ملك نوح به اسعاف مطلوب و انجاح مقصود او مثال اصدار فرمود و ابو على را بخواند ، و او چون پروانه خود را پذيره آتش دمار