تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع التواريخ ( تاريخ سامانيان وبويهيان وغزنويان ) ( فارسى ) — صفحة 56

مساهمون:

ص٥٦
چون ناصر الدّين از حال ايشان خبر يافت ، امير سيف الدّوله را به نيشابور بگذاشت ، و بر پى ايشان روان گشت ، ايشان راه بيابان آمل شطّ گرفتند به استظهار آنكه ناصر الدّين با غلبهء لشكر و حشم به وادى غير ذى زرع نتواند گذشت ، و به جايى كه آب و علف ناممكن است اجتياز آن سواد صورت نبندد ، چون به آمل شطّ رسيدند طريق اعتذار و ابتهال با حضرت نوح از سر گرفتند . ابو على ، ابو الحسن كثير را بدين سفارت نامزد كرد ، و فايق عبد الرّحمن فقيه را هر دو برفتند و در استعتاب و استرضاء ملك كوشيدند و گفتند : ملك را در مقابلهء عفو و مرحمت اقتدا به آفريدگار بايد كرد كه بر جراير و جرايم بندگان عاصى پردهء ستر فرو گذارد ، و در عقوبت و مؤاخذت ايشان اهمال و امهال مىفرمايد ، تا ايشان چون از در توبت و انابت درآيند ، و به قدم استغفار و اعتذار بايستند ، توبت ايشان قبول كند كه :
مَنْ عَمِلَ مِنْكُمْ سُوءاً بِجَهالَةٍ ثُمَّ تابَ مِنْ بَعْدِهِ وَ أَصْلَحَ فَأَنَّهُ غَفُورٌ رَحِيمٌ
موشّح به توقيع :
عَفَا اللَّهُ عَمَّا سَلَفَ
؛ و پوشيده نيست كه ابو على و فايق دو بندهء اين حضرت‌اند ، و اگرچه سمت عصيان و وصمت كفران دارند جاى خويش بديدند ، و مرارت سخط و غضب ملك چشيدند ، و انگشت تحيّر و تحسّر گزيدند ، و جزاى سزاى خويش يافتند ، و قدر نعمت و رضاى ملك بشناختند ؛ و بندگان قديم و خدمتكاران موروث بر مثال كبوتران سراى باشند كه اگرچه در فضاى هواى جهان پرواز كنند ، عاقبت به مسكن معهود گرايند ، و روى با نشيمن خويش نهند و اينك منتظر رأفت و رحمت نشسته‌اند ، با تيغ و كفن به زينهار آمده ، و مىگويند : [ 21 ] كرم پادشاه از گناه ما افزون است ، و اگرچه مجال عذر ما تنگ است ، عرصهء منّت و همّت پادشاه فراخ است . از آنجا كه محتد كرم و عنصر پاك
جامع التواريخ ( تاريخ سامانيان وبويهيان وغزنويان ) ( فارسى ) — صفحة 56 | رشيد الدين فضل الله همدانى