تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع التواريخ ( تاريخ سامانيان وبويهيان وغزنويان ) ( فارسى ) — صفحة 60

مساهمون:

ص٦٠
كرد ، و روى به مضجع هلاك خويش آورد . چون به بخارا رسيد ، وزير عبد اللّه ابن عزير و طبقات معارف و حجّاب و كتّاب به رسم تهنيت قدوم استقبال كردند . چون به خدمت رسيد ، فرو آمد و به زمين بوسه داد ، و در ميان كوكبهء خواص و حجّاب پيش تخت شد ، و در موقف خجالت و معرض ندامت سر در پيش انداخت . ملك بفرمود تا ايلمنكو و ديگر قوّاد و وجوه اصحاب او را گرفته ، در قيد و بند اسار كشيدند ، و دست سلب و غارت به خدم و حشم او دراز كردند ، و ساز و سلاح و مواشى همه بستدند . صحيفهء عمر ابو على بر آن صورت ختم شد ، و شاهين نخوت او كه بر هواى كبريا پرواز مىكرد ، در دام مهانت و مذلّت افتاد ، و توسن طبع او كه سر از چنبر حكم گردون مىپيچيد بستهء عقال اعتقال گشت ، و پلنگ كبر او كه با شير فلك مبارات مىكرد به دست روباه مكر و خديعت ايّام گرفتار آمد ، و عقاب رايت اقبال او در حضيض خسار نگونسار شد . و در اين وقت ناصر الدّين سبكتگين به مرو مقيم بود . چون خبر واقعهء ابو على به دو رسيد ، به بلخ رفت . از ملك نوح به دو پيغام رسيد كه ايلك خان به سرحدّ ولايت آمده است و عزم مغالبت مصمّم كرده و عمّال را مؤاخذت نموده . بايد كه به دفع او در حال مبادرت نمايى ، ناصر الدّين [ را ] بعد از مشاورت با مقرّبان و خواصّ و وجوه لشكر ، راى بر آن قرار گرفت كه از اقطار و اطراف ممالك خراسان و غزنين و زاولستان به استدعاى لشكر امثله روان كرد . چون جمع آمدند ، به ديه‌دارى ميان نسف و كش فرو آمدند تا سپاه جوزجان و ختّل و صغانيان به دو پيوستند ، و سيف الدّوله محمود از نيشابور برسيد با جمعى انبوه . چون ايلك از احتشاد و استعداد انجاد خبر يافت ، رسولان به ناصر الدّين فرستاد ، گفتند : ايلك خان مىگويد ميان ما اخوّت دين حاصل است ، از آنكه
جامع التواريخ ( تاريخ سامانيان وبويهيان وغزنويان ) ( فارسى ) — صفحة 60 | رشيد الدين فضل الله همدانى