تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع التواريخ ( تاريخ سامانيان وبويهيان وغزنويان ) ( فارسى ) — صفحة 61

مساهمون:

ص٦١
ايّام و ساعات ما مصروف است به مجاهدت كفّار ترك و هند ، اظهار دين و قمع اهل شرك و عناد و قهر حزب فسق و فساد ؛ نوح در واسطهء مملكت مرفّه نشسته ، و ارتفاعات خراسان بر ملاهى و ملاذّ شهوت صرف مىكند . نه اسلام را از او مددى و نه در حفظ ثغرى از او معاونتى . لايق‌تر آنكه [ اين ] ولايات از او خالى كنيم ، و ابواب المال آن بر اعوان دين و انصار اسلام و غزات و مرابطان مصروف گردانيم . و ما را بر يكديگر اساس خصومت نهادن ، و اتباع را در معرض خطر آوردن كه مضرّت آن به ما عايد گردد ، از قضاياى حزم و منهاج رشد دور بود ، و من خود از مقتضى دين و طريق ديانت روا ندارم كه شمشيرى كه همه عمر بدان مجاهدت كرده‌ام در ديار كفر بدان راه احتساب و اكتساب ثواب جسته ، در روى اهل اسلام كشيدن ، و وزر و و بال آخرت اندوختن ، مگر از ضرورتى و دفع مضرّتى كه رخصت شريعت بدان مقرون باشد . ناصر الدّين جواب داد كه ملك نوح پادشاهى بزرگوار است ، و اسلاف او را بر كافهء اهل اسلام حقوق فراوان ثابت . چون موالى و خدم او بر وى بغى كردند و راه عناد پيش گرفتند ، او به من التجا كرد و من ملتزم شده‌ام اگر جان و مال و لشكر من از بهر حفظ مصالح و ضبط ممالك و اعانت اوليا و اهانت اعداى او بر باد خواهد آمد ، من جانب او فرو نگذارم ، و با دشمنان دولت او درنسازم ، هم از روى شرع و هم از طريق فتوّت . دفع ضرر و عدوان و بغى و طغيان از ملك او در ذمّت همّت من واجب است . چون ايلك اين جواب شنيد ، مستعدّ كار شد ، و تيرهاى يتاق به اقطار ممالك و مساكن و منازل احياء ترك و قبايل خويش فرستاد . [ 23 ] و لشكرى فراهم آورد كه كوه و هامون برنتافت . و ملك ناصر الدّين به ملك نوح مسرعان دوانيد و گفت : تجشّم بايد فرمود ، و بر سبيل تعجيل نهضت بايد نمود ، تا جواب خصم داده شود . ملك
جامع التواريخ ( تاريخ سامانيان وبويهيان وغزنويان ) ( فارسى ) — صفحة 61 | رشيد الدين فضل الله همدانى