تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع التواريخ ( تاريخ سامانيان وبويهيان وغزنويان ) ( فارسى ) — صفحة 46

مساهمون:

ص٤٦
كه با غزنه رود ، و از آنجا تهيّا استظهار كرده به استظهار تمام روى به محاربت خصوم شوم آورد ، بدين قرار با مقام خود رفت . ابو على چون بر اين حال وقوف يافت ، سرگشته و متحيّر شد ، و خورشيد راى او به عقدهء كسوف رسيد . از انفاس هركس اقتباس قياسى مىكرد و مدخل حادثه را مخرجى مىجست ، خلاصه استصواب آن بود كه با فخر الدّوله راه مؤاخات و موالات پيش بايد گرفت ، و دوستى [ 16 ] او را عروهء وثقى بايد انگاشت ، و سپرى از موافقت او در پيش مخالفت ايّام بايد كشيد ، تا زمان فترت ملجأ [ و ] مهربى معيّن باشد . ابو على بر آن منوال پيش گرفت ، و ابو جعفر بن ذى القرنين را بدين سفارت تعيين فرمود ، و بر دست او حملى از تحف خراسان و مجلوبات تركستان به فخر الدّوله فرستاد ، و مثل آن به صاحب كافى ، به وساطت دلالت او توسل جست ، و او در تمهيد قواعد مودّت و تأكيد معاقد محبّت جانبين سعى بليغ نمود ، و طريق مكاتبات و مراسلات مسلوك شد ، و آن و داد به اتّحاد پيوست . و مأمون بن محمّد والى جرجانيه و ابو عبد اللّه خوارزمشاه درگاه اعوجاج محنت و فترت نوح از بخارا به دو تقرّبها كرده بودند ، و خدمتهاى پسنديده تقديم داشته به اموال و خزاين . نوح خواست كه به وقت استقامت كار قضاى حق ايشان كند ، به مكافات ايشان قيام نمايد . نسا به نام مأمون مقرّر كرد ، و ابيورد در اعتداد خوارزمشاه ، ابو على نسا مأمون را مسلّم داشت ، و خوارزمشاه را جواب باز داد و گفت : ابيورد در اعتداد برادرم محسوب و مكتوب است ، تا عوضى از ديوان مقرّر نگردد ، مسلّم نشود ، و بفرمود تا عمّال خوارزمشاه را از ابيورد به اهانت و استخفاف تمام بيرون كردند . خوارزمشاه آن كينه در سينه گرفت ، فرصت انتقام يافت ، در اثناى اين حال رايات ناصر الدّين سبكتگين به موجب ميعادى كه كرده بود ، با لشكرى جرّار و حشمى بسيار و ترتيبى تمام و ساز و آلتى بنظام در مقدّمهء لشكر او قرب
جامع التواريخ ( تاريخ سامانيان وبويهيان وغزنويان ) ( فارسى ) — صفحة 46 | رشيد الدين فضل الله همدانى