ترتيب داده بود به فايق فرستاد ، و ميان ايشان بر اتّحاد ذات البين و موافقت جانبين و قيام به جواب اعدا و اضداد مواثيق مؤكّد رفت ، و باتّفاق به نيشابور آمدند و به تدبير و ترتيب ساز و استعداد روز عناد مشغول شدند .
و ملك نوح چون وفاق ايشان در فساد و شقاق بشنيد ، و اصرار و اضرار مشاهده نمود ، همگى انديشه بر آن گماشت كه آن دو توسن عاصى را به دست كدام رايض در زير بار طاعت آرد ، و آن دو نهنگ جافى را به قوّت كدام صيّاد در دام انتقام كشد ، و آن دو گرگ محتال را به مدد كدام شير فرد در چنگال نكال آرد .
قرعهء اين اختيار بر ناصر الدّين سبكتگين افتاد كه از بزرگان اطراف بود ، ابو نصر فارسى را به دو فرستاد ، و قبايح احوال و فضايح اعمال ابو على و فايق انها كرد ، و شفاى آن دو درد و دواى آن دو علّت از يمن اهتمام او طلبيد ، و او را به دفع آن مهم و رفع آن ملمّ دعوت كرد و گفت : راه اميد از ديگر جوانب مملكت منسدّ است ، و تتميم اين كار جز به يمن كفايت و شدّت شكيمت ناصر الدّين ابو منصور متصوّر نيست .
ناصر الدّين با دلى مرتاح و سينهاى با انشراح به اسعاف و انجاح و قيام به مواجب آن اقتراح متكفّل شد ، و از بىسامانى كار سلالهء آل سامان غيرت آورد ، و بر توقّعات و سفلگى ابو على و طمع و سفاهت فايق خشمگين شد ، و برفور كوچ كرد ، و به شوق ميامن طلعت او به ماوراء النّهر آمد . نوح به ناحيت كش نهضت كرد . به يكديگر رسيدند ، و به ملاقات و وصول همديگر مؤانست جستند ، از ملاقات ايشان روحى به دلها رسيد ، ملك نوح دست صلات و احسان بگشاد ، و به انواع تشريفات و انزال و اقامت او و اتباع او مراعات تمام فرمود ، و حقوق مقدم او لايق و موافق به قضا رسانيد ، و التماس كرد كه مضرّت و معرّت آن دو كافر نعمت غدّار كفايت گرداند .
ناصر الدّين به اهتزاز و استبشار تمام ملتزم شد ، و چند روز مهلت خواست
جامع التواريخ ( تاريخ سامانيان وبويهيان وغزنويان ) ( فارسى ) — صفحة 45
مساهمون: رشيد الدين فضل الله همدانى
ص٤٥