ذكر رفتن بغرا خان از بخارا و معاودت نوح بن منصور با خانهء خود
بغرا خان به هواى بخارا متأذّى شد ، و شومى بغى و طغيان در او رسيد . علّتى صعب بر مزاج او ظاهر شد ، و معالجت جز معاودت هواى تركستان نشناخت .
او را در عمارى بر صوب تركستان بردند ، و عوامّ بخارا دست انتقام به اذناب لشكر او دراز كردند ، و خلقى فراوان را بكشتند . و راه اجتياز او بر منازل اغوز بود . غزان چند مرحله بر عقب او مىرفتند ، و نفاضات لشكر را مىكشتند ، و رحل و ثقل را به تاراج مىبردند . بغرا خان در بعضى از آن مراحل جان تسليم كرد .
چون اين بشارت به ملك نوح رسيد ، روى با مستقرّ سرير مملكت نهاد ، و اهل بخارا به وصول او شادمانيها كردند ، و به استقبال ركاب او خرد و بزرگ بيرون آمدند ، و به ميامن طلعت او چنان خرّم شدند كه روزهدار به طلعت هلال و تشنه به آب زلال ، و مملكت بخارا و سمرقند و مضافات با تدبير ديوان ملك نوح آمد ، و امر و نهى او بر قاعدهء معهود و رسم مألوف نفاذ يافت [ 15 ] و مادّهء فتنه منحسم شد .
و چون ابو على سيمجور بديد كه كار ملك نوح بعد از اعوجاج به نظام رسيد ، و احوال ملك التيام پذيرفت ، و طمع او به ايّام فتور و ادوار ثبور در كام شكست ، و نيز توقّعى كه از بغرا خان داشت ، به انجاز مواعيد و وفاى به شرايط مواطات از مشاركت در ملك به وفا نرسيد ، و بغرا خان چون سرير بخارا بگرفت خطاب به او به قاعدهء اصحاب جيوش كرد ، و به سوابق مواضعات التفاتى ننمود ، انگشت تحيّر و تحسّر گزيدن گرفت . از مقرّبان و مطيعان خويش استشارت نمود ، و همگنان گفتند :
طينت آل سامان به آب كرم و لطف سرشته است ، و عفو و اغضاء ملوك