تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع التواريخ ( تاريخ سامانيان وبويهيان وغزنويان ) ( فارسى ) — صفحة 224

مساهمون:

ص٢٢٤
جوزر به دو داد او رحل و ثقل . س 18 و 19 : تو : عوادى شر و غوايل نصر فارغ شد . س 20 : تو ، سل : و از معرض عقوق حقوق نفادى نمود . س 21 : تو : بيستون بن تجاسف ؛ سل : بيستون بن بنجاسف ( حرف نخست بىنقطه ) . س 22 : تو : در نسب جيل و مثل قديم .

ص 110 :

س 1 : تو ، سل : دل بر مفارغت و مماضعت ؛ درست آن « مماصحت » است . ديده شود ترجمهء تاريخ يمينى . چاپ دكتر شعار . ص 238 . س 3 : تو : در فرصهء جرجان . س 5 و 6 : تو : و لشكرى از جانب مشهد داعى . س 6 و 7 : تو : با جانب محمدآباد بستند . س 7 : تو ، سل : تا از جانب خياشك علوفه ؛ درست آن « جناشك » ؛ يادداشتهاى قزوينى . ج 3 . صص 39 - 44 ديده شود . س 8 : تو : تزاحم اقطار از مهماتست . س 8 و 9 : تو ، سل : و اوطار علوفه و زاد باز ماندند . س 9 و 10 : تو : جنوب و شمال خيمها فرو نشست . س 11 : تو : ايشان را در آن حسرت و محنت ديدند . س 11 و 12 : تو : از حصار بيرون و از مطلع فلق . س 12 و 13 : سل : سيصد مرد را از ايشان بر آن صحرا . س 13 و 14 : تو : و اللّه اعلم ، سل : « و اللّه اعلم بالصواب » ندارد . س 15 : نسخه‌ها « كراتكير » است و نادرست ، متن تصحيح استاد مينوى است ؛ ضبط ترجمهء تاريخ يمينى ، ص 239 هم غلط است . س 15 : سل : و نرس غول . س 15 : [ زر هوا ] از منينى گرفته شد . س 15 و 16 : تمام نسخه‌ها و ترجمهء تاريخ يمينى چاپ مرحوم دكتر جعفر شعار : « حيدر بن سالار » است ، من آن را به نام محلى « خيذر » باز مىخوانم . س 18 و 19 : تو : هريك به عطا و صلات و آثار كرم . س 20 و 21 : تو : به قومسن رسيد نصر بن الحسن . س 21 : سل : بر سبيل تعجيل استحضار فرمود . س 22 و 23 : سل : قيام نمايد و از خوف لشكر . س 24 : تو : نصر با سمنان آمد ؛ عبارت ؛ [ چون به ابو على نرسيد ] افزوده آقاى دكتر دبير سياقى بر مبناى ترجمهء تاريخ يمينى . ص 240 .

ص 111 :

س 5 و 6 : تو : بابى به نصر نوشت و راهها ؛ عبارت [ روى به نصر . . . و نصر پيش باز رفت ] از آقاى دكتر دبير سياقى است بر مبناى ترجمهء تاريخ يمينى ، چاپ دكتر