تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع التواريخ ( تاريخ سامانيان وبويهيان وغزنويان ) ( فارسى ) — صفحة 139

مساهمون:

ص١٣٩

ذكر فتح قصدار

سلطان چون دل از جهت ترك فارغ كرد ، قصد قصدار مصمّم كرد ، تا باد غرور والى آن بقعه به سعوط تيغ مخروط از دماغ او بيرون كند ، و ديو عشوه كه او را وسوسه مىدهد به صليل تيغ هندى در قارورهء قهر مقيّد گرداند ، و مصاعد قلال جبال او كه موجب تنمّر و سبب تهوّر او گشته است ، به نفخهء صورناى و كوس چون عهن منفوش و هباى منثور بر باد راه دهد . از غزنه كوچ كرد ، به راه بست به آوازهء عزم هرات نهضت كرد . خبر قصد او به جانب هرات منتشر شد ، ناگاه تاختنى به ناحيت قصدار برد ، و والى بر بستر خواب پيش از شروق آفتاب از دبادب موكب سلطان در حوالى قصر خويش بىآرام شد . مرگ مشاهده كرد و به زينهار برون آمد . خود را در سم مركب سلطان انداخت ، و پانزده هزار با هزار درم كه از مواجب گذشته بر او متوجّه بود ملتزم شد ، و بعضى به نقد ادا كرد ، سلطان به استيفاى باقى مسبّبان بگماشت ، و پانزده مربط فيل كه او از بهر ذخيرهء ايّام و عمدهء اوقات خصام اندوخته بود بستد ، و به تجديد منشور ايالت او مثال داد ، و با حصول ارادت و شمول سعادت روى با غزنه نهاد ، و السّلام .

ذكر هر دو شار ابو نصر بن راشد و پسر او ابو محمّد

پادشاهان غزجستان را به اصطلاح اهل آن بقعه شار خوانند ، چنان كه خان تركان را ، و راى هندوان را ، و قيصر روميان را . و ولايت غرشستان را شار ابو نصر داشت ، تا پسر او ابو محمّد به حدّ مردى رسيد ، و به قوّت شباب و مساعدت اصحاب و اتراب بر ملك مستولى شد ، و پدر منزوى گشت ، و ملك به كفايت او باز گذاشت ، و به مطالعهء كتب و مجالست اهل علم پرداخت ، و حضرت او