و اغترار به ظاهر هزيمت به فضاى صحرا آمدند . لشكر سلطان عطفهاى كردند ، و همه را بر مضاجع قتل در خواب نوشين خوابانيد ، و پسر سورى را اسير گرفت ، و اسلحهء ايشان به غنيمت بياوردند ، و شعار اسلام در آن بقاع و اصقاع ظاهر كرد ، و ذكر فتح بزرگوار در جهان ساير گشت ، و سلطان به جناح نجاح و پرّ فوز و بال اقبال روى به غزنه آورد .
پسر سورى مذلّت خويش در كمند اسار و ربقهء خسار مشاهده كرد ، و استيلاى اسلام بر ودايع حصار بديد . نگينى مسموم در انگشترى داشت ، از حسرت فرو مكيد ، و جان به مالك سپرد .
خَسِرَ الدُّنْيا وَ الْآخِرَةَ ذلِكَ هُوَ الْخُسْرانُ الْمُبِينُ
.
و در سنهء احدى و اربعمايه در خراسان عموما و در نيشابور خصوصا قحطى شامل و غلايى نازل حادث شد كه كسى را از نايافت قوت قوّت نماند .
دانهاى حبوب به قيمت از دانهء مرواريد درگذشت . شكم منعمان چون طبل تهى گشت ، و مطعوم معدوم شد . اهل تمييز از لحوم و شحوم بازار تقزّز و تحرّز نمودند ، و السّلام .