ذكر خانيان بعد از معاودت ماوراء النّهر
سلطان يمين الدّوله بعد از كشفهء حشم ترك جاسوسان روان كرد ، و از حال ايلك خان و برادر او طغان خان تجسّس و تفحّص نمود . طغان خان ميل به جانب سلطان مىكرد ، و ثبات بر عهد و ميثاقى كه با سلطان داشت در سابق الايّام فرا مىنمود ، و بر زبان رسولان از مكاشفهء ايلك خان تبرّا مىكرد .
چون ايلك خان تخليط برادر مشاهده كرد ، و خذلان و عصيان او بشناخت ، همّت بر آن مقصور گردانيد كه اوّل مادّهء فتنهء او كه خصم خانگى است منحسم گرداند ، با لشكر ماوراء النّهر به عزم مناهضت روى به ولايت او نهاد . چون از اوزكند بگذشت ، برف بسيار بود و راه بسته شده . بازگشت ، تا وقت انكسار هوا و احتباس أنواء و انكشاف شتا و انقطاع سرما .
چون سباك ربيع سيم برف در مسامّ زمين گداخت ، و هيكل زمين جوشن يخ بركشيد ، و قرطهء سبز نبات بپوشيد ، ايلك با سر مصاف و انتصار رفت ، و با انصار خويش روى به برادر نهاد ، و از هريك رسولى به حضرت سلطان رسيد . سلطان بفرمود تا بزمگاه او به تعبيهء خيول و تغشيهء فيول بياراستند ، و پيرامن آن بساط دو سماط از مماليك و غلامان ترك با زينتى تمام بداشت .
و صفت آن مجلس آن بود كه دو هزار غلام از عقايل ترك برابر يكديگر صف كشيدند با جامههاى ملوّن ، و پانصد غلام از مماليك خاص نزديك مجلس او بايستادند با قباهاى رنگين ، و مناطق مرصّع به جواهر و شمشيرهاى مهنّد در غلافهاى زر بر دوش نهاده ، و چهل مربط فيل در محاذات مجلس او بداشته به غواشى ديباهاى رومى و عصابات زربفت و معاليق زر سرخ ، مرصّع به جواهر ثمين ، و پس پشت هر دو سماط هفتصد فيل هيون شكل كوهپيكر شيطانصفت بداشتند ، با تجافيف مشهّر و غواشى مصوّر و اسلحهء نفيس مسوّر ، و عامّه سپاه زرههاى داودى پوشيده و خود فرنگى در سر كشيده ، و