رجّالهء لشكر در پيش ايشان سپرها در روى آورده و تيغها كشيده و سنانها افراشته ، و در پيش مجلس سلطان جمعى حجّاب چون ماه و آفتاب ايستاده ، و دست به قبضهء شمشير يازيده ، و چشم و گوش به اشارت او باز بسته .
رسولان را بار دادند ، تا از هيبت آن موقف با تشويرى تمام به خدمت تخت رسيدند ، و به شرايط [ 54 ] خدمت و فرايض طاعت قيام نمودند ، ايشان را به سر خوان به سراى ضيافت بردند ، بهشتى ديدند آراسته به احواض و اطباق زرين و سيمين منضّد به اوانى مرصّع و صحنههاى فايق و ادوات رايق ، و پيش مسند سلطان طارمى زده و الواح و عضادات آن به مسامير و شفشههاى زر استوار كرده ، و فرشهاى رومى و ابريشمين گسترده ، و در صدر مجلس مثقّلهاى نهاده ، و حواشى آن به خانههاى مربّع و مسدّس و مدّور منقسم كرده ، هر خانهاى به نوعى از انواع جواهر مشحون كرده ، كه پرتو نور آن ديدهها را تيره و خيره مىكرد ، و باتّفاق گفتند كه در هيچ عهد اكاسرهء عجم و قياصرهء روم و اقيال عرب و رايان هند را مثل اين نفايس دست نداده است ، و در حوالى مجلس طبقهاى زرين نهاده مشحون به مسك اذفر و عنبر اشهب و كافور فنصورى و عود قمارى و اترجهاى مصنوع و نارنجهاى مصبوغ از شمامات و عطر و انواع فواكه و ثمار از زر سرخ ساخته و عناقيد لعل بدخش .
چون شراب حاضر كردند ، جمعى از وشاقان خاصّ چون لؤلؤ مكنون و درّ مخزون شرابى مروّق چون چشم خروس به دور دوستگانى بگردانيدند .
رسولان مدهوش و مبهوت در آرايش آن بزم و پيرايش آن مجلس بماندند .
اجازت مراجعت خواستند . با تشريفات شاهانه بازگشتند .
دست مجادلت ميان هر دو برادر قايم بود . سلطان كار ايشان به فيصل رسانيد ، و مقرّر كرد كه هريك تيغ مخاصمت در نيام كنند ، و با ولايت خويش قناعت نمايند ، و اللّه اعلم .
جامع التواريخ ( تاريخ سامانيان وبويهيان وغزنويان ) ( فارسى ) — صفحة 138
مساهمون: رشيد الدين فضل الله همدانى
ص١٣٨