تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع التواريخ ( تاريخ سامانيان وبويهيان وغزنويان ) ( فارسى ) — صفحة 134

مساهمون:

ص١٣٤

ذكر واقعهء ناراين

سلطان بر مقتضى سابقهء نذر خويش نشاط حركت فرمود ، به غزوى كه طراز ديباجهء ديگر مغازى و مقامات باشد ، و صحايف ايّام به ذكر آن متحلّى گردد . با انصار حقّ و اعوان اسلام كه نجوم دين و رجوم شياطين بودند ، روى به ديار هند آورد . چون به واسطهء ديار هند رسيد ، لشكر را به تخريب ديار و تعذيب كفّار و تنكيس اصنام و تنكيل خاصّ و عامّ دست برگشاد ، و عظيم آن مدابير و مخاذيل را منكوب و مكبوب به دوزخ فرستاد ، و رذاله اتباع او را چون هبا در مهبّ صبا آواره و متفرّق كرد ، و سالما غانما با دار الملك غزنه آمد . چون ملك هند اثر نكايات رايات سلطان در اقاصى و ادانى ولايت خويش مشاهده كرد ، و عجز خويش از مقاومت لشكر اسلام دريافت ، اعيان اقارب و زبدهء مواكب خويش را به خدمت سلطان فرستاد و تضرّعها كرد ، و ملتزم جزيت و فديت شد ، و سى مربط فيل تقرير كرد كه از نخب افيال خويش به خدمت فرستد ، و موافقهء اتاوتى معيّن گردانيد كه هر سال از مبارّ آن ديار و متاع آن بقاع به خزانه مىفرستد ، و بر سبيل مناوبت دو هزار مرد بر درگاه قايم مىدارد ، و على استمرار الايّام و تكرر الشهور و الاعوام بدين شريطه وفا نمايد ، و اولاد و اعقاب كه در ديار هند به صدد ملك و معرض حكم باشند بر اين قضيّت روند ، و اين سبب را مطاوع و متابع باشند . سلطان از بهر شرف دين و عزّ اسلام بدين مصالحت راضى شد ، و به تحصيل اين اموال معتمدان روان كرد ، و راه قوافل تجّار ميان ديار خراسان و هندوستان گشاده شد ، و اللّه اعلم .