تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع التواريخ ( تاريخ سامانيان وبويهيان وغزنويان ) ( فارسى ) — صفحة 108

مساهمون:

ص١٠٨
لشكر رى . و چون ايشان به آمل رسيدند ، ابو العبّاس از مقاومت ايشان عاجز آمد . عزيمت هزيمت كرد ، و ايشان آمل با تصرّف گرفتند ، و بابى به قابوس نامه فرستاد ، و از حال فتح آمل خبر داد ، و به طاعت او تظاهر نمود ، و از صدق موالات در انتظار وصول رايات او اعلام كرد . و بابى از نصر جدا شد و به استراباد رفت ، و دعوت قابوس اظهار كرد . از لشكر جيل هركه بر هواى قابوس بود ، پيش او رفت ، و شمس المعالى به اصفهبد نوشت تا پيش بابى رود و با او دست يكى دارد ، و اصفهبد به حكم مثال قابوس به بابى پيوست ، و چون فيروزان بن الحسن خبر اجتماع و اتّفاق ايشان بشنيد ، از جرجان روى به محاربت ايشان نهاد . بر ظاهر استراباد جنگى سخت كردند ، و نزديك بود كه بابى شكسته شود ، اما جمعى كرد و عرب از لشكر فيروزان به شعار شمس المعالى ندا كردند ، و با جانب بابى گشتند ، و لشكر بابى بر پى او برفت و او را با بيست كس از وجوه قوّاد بگرفتند ، و باقى لشكر روى به جرجان نهادند . چون آنجا رسيدند ، سالار خركاش كه از جمله اقارب قابوس بود ، آنجا رسيده بود . به مقاومت ايشان بيستاد ، و از پيش او هزيمت شدند . اين بشارت به قابوس رسيد . بدان شادمان و خوشدل شد ، و بدانست كه ايام نكبت و محنت سپرى شد و روزگار اقبال برسيد . به دلى فارغ و صدرى منشرح روى به جرجان نهاد ، و در شعبان سنهء ثمان و ثمانين و ثلثمايه در مسند ملك و مستقرّ عزّ متمكّن بنشست . و چون آن لشكر به هزيمت به رى رسيد ، ملامت بسيار يافتند ، و تفوى تعيير و تشوير در روى ايشان انداختند ، و ابو على الحسن بن [ احمد بن ] حمويه وزير بود . ده هزار مرد ترك و عرب و ديلم جمع كرد ، و منوچهر بن قابوس و بيستون بن تيجاسف و كنّاز بن فيروزان و رشاموج و موسى حاجب و اسفار بن كردويه و ابو العباس بن جايى و عبد الملك بن ماكان در موافقت رايت او روى به جرجان نهادند ، و اين جماعت اركان دولت و انياب امّت ديلم بودند .
جامع التواريخ ( تاريخ سامانيان وبويهيان وغزنويان ) ( فارسى ) — صفحة 108 | رشيد الدين فضل الله همدانى