تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع التواريخ ( تاريخ سامانيان وبويهيان وغزنويان ) ( فارسى ) — صفحة 106

مساهمون:

ص١٠٦

ذكر شمس المعالى قابوس بن وشمگير و رسيدن او با سر مملكت خويش

شمس المعالى قابوس مدّت هجده سال به خراسان بماند ، و بر انقلاب حالات و تصاريف ايّام و حوادث روزگار مصابرت مىنمود ، و هيچ‌كس از كبار امراى خراسان و معارف دولت نماند كه مغمور احسان و مشمول انعام او نشد ، و كس بر او سلامى نكرد كه نه از صلت و عطاياى او به حظّى وافر و نصيبى كامل محتظى نگشت . ملوك آل سامان مىكوشيدند كه او را به مراد با مقرّ عزّ خويش رسانند ، و سعادت مساعدت او حاصل كنند ، به سبب نوازل محن و عوارض فتن و عوايق ايّام و علايق روزگار تير تمنّاى ايشان به هدف مراد نمىرسيد ، و او چون كوه بر حملهء عواصف و صدمهء زلازل مصابرت مىكرد . چون امير ناصر الدّين به خراسان آمد ، و ابو على را از خراسان بيرون كرد ، به ملاقات قابوس سرور و ارتياح نمود ، و خواست كه به تصرّف و استخلاص مملكت او قيام نمايد . سفر بلخ در پيش آمد ، و شواغل وقت مانع گشت ، تا كار ابو على به زوال رسيد ، و به سبب ابو القاسم سيمجور ديگر بار اتّفاق معاودت خراسان افتاد ، عهد ملاقات تازه شد ، و در حقّ يكديگر الطاف بىاندازه كردند ، و فخر الدّوله على بن بويه متصرّف جرجان بود ، لشكر فراوان داشت ، و به پدر حسنويه و جمعى انبوه از حشم كرد مستظهر شده . ناصر الدّين خواست كه از بهر مقاومت ايشان سپاهى از انجاد ترك جمع كند ، و به مساعدت ايشان در تمشيت آن كار متقوّى شود . حاجب بزرگ التون تاش را به ايلك خان فرستاد ، و ده هزار سوار مدد خواست ، تا با شمس المعالى به جرجان فرستد ، و خود به دار الملك بلخ رفت ، و منتظر وصول رسول بنشست .