نقصان در كيفيّت و كميّت آن ، و مقدار آن هفتصد و بيست درم « 1 » بود .
ديگر نور درخشنده بر روى موسى عليه السّلام چنان كه هيچكس طاقت نظر بر روى او نداشتى الّا وقتى كه برقع برانداختى .
ديگر نزول آتش از آسمان از بهر احراق قرابين .
ديگر غرق باروهاى يريحا « 2 » و با زمين مساوى شدن آن و به غير از آنجا منخسف نشد نه از پيش و نه از پس .
ديگر منقلب شدن عصا به مار و آب مصر به خون .
اينها و امثال اينها از قبيل معجزاند ؛
و امّا خوارق عادات ، مانند طوفان آب در عهد نوح « 3 » عليه السّلام ؛ و طوفان باد در وقت هود « 4 » ، و آن سبب خرابى احقاف « 5 » و سبب تشتّت اهل آن بود ، و طوفان آتش كه ديار سدوم « 6 » و عامورا « 7 » و اذوما « 8 » و صبوييم « 9 » را بسوخت و زمين آن را بگردانيد ، و تااكنون هنوز خراب است ؛ و بعضى از عقوبات اهل مصر كه فرعون « 10 » و اعوان او به آن مبتلا شدند .
و امّا حوادث ، مانند شكافته شدن زمين به فروبردن قورح « 11 » كه به قارون « 12 » معروف است و ظهور خسف در آن حال و عارض شدن اين [ حال ] در زمين در بعضى اوقات از حدوث زلازل و صواعق و ظهور مياه و اهلاك و احراق ؛
و ميان اين حوادث مذكوره تفاوت بسيار است در آنچه ميان فعلى و فعلى باشد و ميان مكانى و مكانى و همچنين در زمانى و زمانى مانند هفت جوش حادث از غمام ، و روان شدن سخن بر زبان خرگور ماده ، و ظهور كيش
هامش
( 1 ) .Dirham( 2 ) .Jariha( 3 ) .Nuh( 4 ) .Nuh( 5 ) .Ahkaf( 6 ) .Sadum( 7 ) .Amura( 8 ) .Aduma( 9 ) .Sabujim( 10 ) .Fir'aun( 11 ) .Kurah( 12 ) .Karun