ليكن ما آنچه از نصوص توريت ظاهر يافتهايم بر آن اقتصار كنيم ، و آن چهار چيز است :
[ اوّل ] : معجزات مشهور : و [ دوم ] : خوارق عادات ؛ و [ سوم ] : حوادث ؛ و [ چهارم ] : عجايب ؛
و هر يكى را از اينها رتبتى است كه آن مفارق ديگر است ، امّا اعجاز اظهار چيزى است كه علما و عقلا از آوردن مثل آن چيز عاجز شوند ؛
و امّا خرق عادت ظهور چيزى است در وجود بر خلاف معتاد طبيعت . و امّا حوادث امورى چند است كه حادث شود و مثل آن ممكن الوقوع بود ، و امّا عجايب امورى چند است كه ظاهر شوند بر خلاف آنچه مستمر باشد ، و از جهت وضوح هريك به مثالات روشن كنيم .
[ امّا معجزات ] ، شقّ بحر است ، و شقّ [ اردن ] « 1 » و وقوف آفتاب از مسير چند ساعت و شقّ ماه و نزول منّ « 2 » مدّت چهل سال متواصل به غير از روز شنبه « 3 » اوّل آن و آخر آن روزى كه موسى در آن متوفّى شد ، [ و انقلاب احوال آن ] در اوقات حاجات [
v
273 ] آن و در ميان قومى باقى ماند تا قريب هزار سال .
ديگر مارى كه آن را موسى « 4 » عليه السّلام از مس ساخته بود در روزى كه هرون « 5 » متوفّى شد ، و كشف قوم به ارتفاع غمام ، و آن را در موضعى كه به وادى الحيّات معروف است نصب كردند تا هركس را كه افعى بگزيدى ، چون بدان مار نگريدى از گزند افعى ايمن شدى . و آن معجزات باقى بود تا وقتى كه ملك [ حزقيا ] « 6 » داودى بعد از هشتصد سال آن را باطل كرد .
ديگر باقى ماندن منّ در بريّه قريب يك هزار سال بر حال خود بى
هامش
( 1 ) .Urdun( 2 ) .Manna( 3 ) .Sabbat( 4 ) .Musa( 5 ) .Harun( 6 ) .Hizkiga