و مانند قصّهء يوسف « 1 » و قصّهء ايوب « 2 » عليهما السّلام و واقعهء مردخاى « 3 » و هامان « 4 » و مثل واقعهء ارغون خان « 5 » با سلطان احمد « 6 » افاض اللّه عليه سجال رحمته كه به يك لحظه احوالشان دگرگون شد .
[ مصراع ] زمين آسمان ، آسمان شد زمين « 7 » و مثل اين عجايب و غرايب تا اولو الالباب را اعتبار باشد .
و از جمله عجايب حكايت كنند كه چشمهاى است كه هرگاه كه از پليديها چيزى در او افتد ، در آن مكان بادهاى عاصف در جنبش و روش آيد و باد و غبار بسيار خيزد و سنگها از كوه بغلتاند و آوازهاى سهمناك پديد آيد ؛ و همچنان چشمهاى است كه پنبهء منقوش بر روى آب آن نهند ، اگر اندك بود و اگر بسيار ، آب در حال آن پنبه را به اسفل كشد پيش از آنكه تر شود ؛ چنان كه نگرندگان پندارند كه دستى به قوّت آن را جذب مىكند و [ از ] اين نوع عجايب در عالم بسيار است و اينقدر كفايت است و در آيات انبياء و براهين رسل مع هذا كه آيتها در كتب مذكورند ، فامّا ميان يكى از ديگرى تمييز نكردهاند .
هامش
( 7 ) . در نسخهء دا : « ع » آورده كه نشانهاى است براى مصراع شعر را در ترجمهء عربى عينا به فارسى آورده .
( 1 ) .Jusuf( 2 ) .AjjuB( 3 ) .Murdahai( 4 ) .HaMan( 5 ) .Argun Han( 6 ) .Sultan Ahmad