تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع التواريخ ( تاريخ بنى اسرائيل ) ( فارسى ) — صفحة 14

مساهمون:

ص١٤

فصل [ اوّل ]

همه‌كس را از دين خويش يقين كردن ناچار است چنان كه گفته‌اند : المؤمن فتّاش على دينه ، و مأخذ ايمان تقليد محض است و واسطهء ادراك امور ايمانى . ناقلان متين و معتمدان امين كه احكام و قواعد دين چنان كه به طريق مشاهده و سماع از نبى عليه السّلام به ايشان [
r
274 ] رسيده است ، به ديگران رسانيده‌اند و داعيهء هوا و باعثهء هوس ايشان را بر تبديل و تغيير آن باعث نشده ، و چون شرعيّات امورى چند پوشيده‌اند به نظر عقول قياس در آن روا نباشد . پس واجب چنان نمود كه هرچه از پيغامبران يافتند بىزيادت و نقصان نقل كنند . و در پيش گفتيم كه بر مؤمن تفتيش دين لازم است ، بدان آن را خواستيم كه اوّل در كلام نبى نظر كند ، اگر مشتمل بود بر سه معنى ، داند كه كلام او حق است و آنچه مىگويد از كلام بارى سبحانه و تعالى منزل است كتاب الله بود حقا . و يكى از آن معانى شريعت به امر و نهى [ متعلّق است ] ؛ و دوم اخبار از سالفان و اخبار از اتّفاق [ امور حالى ] ؛ سوم اخبار از امور استقبالى . و همچنانكه از احوال گذشتگان خبر دهد ، از احوال آيندگان نيز خبر كند ، و اثر صدق در اخبار او ظاهر گردد ؛ و بدان كه فيض الهى هميشه وارد است ، و ليكن
جامع التواريخ ( تاريخ بنى اسرائيل ) ( فارسى ) — صفحة 14 | رشيد الدين فضل الله همدانى