امّا بهطور كلّى اين نكات در كلّ چنان ناچيز است كه ماهيّت مستقل اثر را خدشهدار نمىكند . در همان مباحث آغازين كتابهاى تاريخ جهان شناخته شدهء عربى كه علاوه بر سران و پيامبران ، به تاريخ پادشاهان اسرائيل پرداخته شده است 25 ، اگرچه نويسندگان آنها نمىتوانستند مطالب خود را مستقيما از انجيل استخراج كنند ، باز هم يك شيوهء درستنويسى اسامى خاص عبرى به وجود آمد كه تا حدّ ممكن و در حوزهء امكانات ، از هر نظر حقّ مطلب را دربارهء اصل اسامى ادا كرده است .
رشيد الدّين ، كه در آثار او طبيعتا تعداد بسيار زيادى اسامى خاص ثبت شده است ، پيرو حرفنگارى
« Transliteration »
اين الگوهاى قديمى معتبر است ، و البتّه هم در آوانوشت اسامى خاصّ
« Nomina Propria »
شناخته شده ، و هم در واژههاى واردشدهء جديد . به اين ترتيب لزومى ندارد در اينجا بيش از اين به اين مطلب پرداخته شود ، بالعكس برخى مفاهيم منشأ گرفته از عبرى سزاوار توجّه است .
برخى به اين دليل كه براى نخستينبار در نوشتارهاى فارسى ظاهر مىشود ، برخى ديگر به اين دليل كه رشيد الدّين گهگاه آنها را در معنايى غير از معناى ريشهشناختى آن به كار برده است . جزو مورد اوّل مىتوان از برشيت
« Barasit »
به معناى در آغاز يا پيدايش ؛
Jasirah ( Jezirah )
( يصيره ) به معناى آفرينش ؛
Jadi'a
نام برد و مثالى از مورد آخر « اسرائيل » است كه در عبرى به معناى « رهبرى ، هدايت » است ، امّا از ديدگاه ريشهشناسى از واژهء عربى « سرا » يعنى « در شب سفر كردن » مشتق شده است ، و بسيارى مثالهاى ديگر 26 .
از قرار معلوم رشيد الدّين از همهء آثار نوشتهشده به زبان فارسى خود ، ترجمههايى به عربى تهيّه مىكرد و همچنين بالعكس . آنچه گفته شد به بهترين وجه در رسالههاى كلامى جامع و متعدّد او نمود پيدا مىكند 27 كه