موضوعات منحصربفرد جديدى به جهانيان عرضه دارد كه تا آن زمان تمايلى به مشاهدهء مسائل وراى مرزهاى فرهنگى خود ، به ويژه فراتر از مرزهاى دينى خود نداشت .
نكتهء حاشيهاى ديگر در فصل اوّل ديده مىشود 21 ، جايى كه نويسنده پس از اينكه به پيامبران و گفتار آنها پرداخته و آنان را به مثابه منبعى تاريخى معرّفى كرده است :
به آنان ذات خود را براى جهان ماوراء الطبيعه و نيز علم به گذشته و آينده اعطا مىكند ،
به ماهيّت معجزه 22 مىپردازد ، و اين موضوع را با ارائه مثالهاى بسيار و با دقّت نظر ، از ديگر وقايع به خصوص از وقايع وابسته به طبيعت ، متمايز مىكند .
برخى از وقايعى كه تا آنوقت در زمرهء جهان معجزات به شمار مىآمد ، به واسطهء روح تعليميافته در مكتب خاخامى و قدرت تفكّر تحليلى او ، به حوزهء طبيعت ، اتّفاقات تصادفى و غرايب ارجاع داده مىشود .
در اينجا نيز به نظر من تمايل به غير مذهبى كردن مذكور به وضوح خود را نشان مىدهد .
هنگامى كه رشيد الدّين تاريخ بنى اسرائيل خود را در سال 1304 به پايان رساند 23 ، بيش از بيست سال از تشرّف او به اسلام سپرى شده بود ، و در اين مدّت وى با كلام و عمل ، خود را به عنوان يكى از پيروان راستين پيامبر نشان داده بود . اين واقعيّت بايد مهر خود را بر آثار وى زده باشد ، و به اين دليل عجيب نيست اگر ديدگاهها و روايات اسلامى در اين آثار جايى يافته باشد .
منشأ بخشى از آنها قرآن و بخش ديگر سنّت است .
توضيحات دربارهء اسامى خاص و كنيهها نيز به اين همه افزوده مىشود كه توجّه خوانندگان مسلمان را به نقاط تماس و وجوه اشتراك اين دو دين جلب مىكند 24 .
جامع التواريخ ( تاريخ بنى اسرائيل ) ( فارسى ) — صفحة مقدمهء مصحح 28
مساهمون: رشيد الدين فضل الله همدانى
صمقدمهء مصحح ٢٨