البتّه براى رشيد الدّين ، از اين خيل فقط موسى الگويى غير قابل دسترس و قابل تحسين بوده است ، او به دليل پذيرش عام و تداوم ، بر همهء پيامبران پيش و پس از او برترى دارد .
رشيد الدّين چندين بار به اين گفته بازمىگردد و به اين ترتيب بر ملا مىسازد كه تا چه حد اين عقيده در خود او رسوخ يافته است .
در كنار موسى ، همهء شخصيّتهاى ديگر رنگ مىبازند ، حتى هارون
Aaron
و عزرا كه پس از او طبق نظر رشيد الدّين و همچنين براساس سنّت خاخامى ، روح پيشگويانه در بنى اسرائيل از بين مىرود 18 . به اين ترتيب فقط در ترسيم زندگى و اعمال موسى ، جايى كه رشيد الدّين از نقش مورّخ فراتر مىرود و درونىترين اعتقادات خود را در قالب واژهها به بيان درمىآورد ، مىتوان مجددا شاهدى بر وابستگى عميق موجود در او با اعتقادات و دوران تحصيلى زمان جوانى او يافت .
امّا اين اشارات كوتاه به محتواى تاريخ بنى اسرائيل را نبايد بدون ياد كردن از حدّاقل دو نكتهء حاشيهاى به پايان رساند ، نكاتى كه به شيوهاى نادر اثباتى تلاش براى واقعنگرى و آزادانديشى از سوى او ، امّا همچنين دليلى بر تعليمات خاخامى وى ارائه مىدهد . اوّلين نكته در مقدّمه ديده مىشود 19 ، در جايى كه رشيد الدّين وظيفهء اجتنابناپذير مورّخ مىداند كه در بازگويى روايات اقوام ديگر در بىغرضى و بىطرفى مطلق اهتمام ورزد . حتّى در جايى كه تناقض و نكات غير قابل باور مطرح است ، وى بر اين امر پافشارى مىكند كه مورّخ بايد همه چيز را بىهيچ تغييرى بيان كند ، چرا كه سرانجام مسئوليّت همه چيز بر عهدهء سنّت است و نه بر عهدهء مورّخ 20 .
در ثبت وقايع و ديدگاههاى اعتقادى همهء اقوام فرهنگى بزرگ اوراسيا ، كه براى نخستينبار يهوديان نيز در زمرهء آنان به شمار آمدهاند ، رشيد الدّين به اين اصل وفادار مانده است ، اصلى كه البتّه به او اين امكان را نيز داده است تا