يعنى اساس كار خود را بر آثار اسلاف رشيد الدّين كه دانستههاى خود را از ترجمهء عربى انجيل برگرفته بودند قرار داد . به همين دليل كشف مجدّد تاريخ عالم بناكتى در قرن 17 م . ، يعنى در دورهاى كه بسيار مديون پژوهشهاى انجيلى بوده است ، از اين بابت نتوانست به هيچوجه نشانهاى از اثر پيشگامانه و منحصربفرد رشيد الدّين عرضه دارد ، و اين امر تا پس از شناخته شدن جامع التّواريخ در نيمهء اوّل قرن 19 م . به تعويق افتاد .
با ترجمهء حاضر از تاريخ اسرائيليان ، محتواى تاريخ عالم رشيد الدّين تا جايى كه وى بهطور كلّى از مرزهاى تاريخنگارى عمومى زمان خود فراتر مىرفت ، براى پژوهش قابل دسترس شده است . امّا به اين ترتيب نمىخواهم به بيان درآورم كه من نيز موفّق شدهام در نهايت همه چيز را چنانكه بايد و شايد معنى و تفسير كنم . اين نكته به خصوص براى بخشهايى كه چيزى بيش از خلاصهاى فشرده از كتب تاريخى شناخته شده است ، يعنى بخشهايى كه واقعيتها و انديشههاى جديدى را دربر دارد ، صادق است .
اين نكات به خصوص در « تاريخ هند و اغوزها » و
last but not least
در تاريخ بنى اسرائيل ديده مىشود كه در اين يك بسيار فراتر از وقايع انجيلى ، جهان انديشهء مذهبى - تاريخى يهوديت قرون وسطى در ايران نمود مىيابد .
فقط در اينجا و نه در هيچ جاى ديگرى نويسندهء ما دانش اكتسابى خود را با انديشهها و روايات برگرفته از منابع موثّق خاخامى خود درآميخته و به اين ترتيب موفّق شده است تصوّرى از سطح تعليمات مذهبى يهوديّت ايرانى در دورهء مغول به دست دهد 33 .
تلاش من بر اين بوده كه اين مسأله را بهطور مشروح پىگيرى كنم و قدمى در راه روشن شدن آن بردارم ، اما بهطور قطع در اينجا بايد هنوز صاحبنظران نكاتى را به آن بيفزايند .