البتّه ديد تاريخى رشيد الدّين بسيار وسيعتر از نويسندهء
« Josippon »
است ، او حتّى از وقايع پس از تخريب دومين هيكل ( 70 م . ) نيز ياد مىكند ، و به شورش بركوخبا
Bar Kokhba
( 135 م . ) نيز اشاره مىشود ! - گذشته از آن رشيد الدّين سعى مىكند تا مجموع وقايع تاريخى را در چارچوبى گاهنگارانه
« Chronologic »
جاى دهد كه طبيعتا با واقعيّت تاريخى مطابقت ندارد 15 .
انتخاب جزئيّات و رويدادهاى برگرفته از تورات نه تنها شاهدى بر شناخت شگرف او از محتواى اين منبع بلكه همچنين دليلى بر قوّهء تشخيص فوق العاده و توانايى او در استخراج نكات واقعا اساسى از ميان اين حجم عظيم مواد و مصالح است . تعداد بىشمارى از جزئيّات و وقايع كه در مآخذ اسلامى بيش از آن كاملا ناشناخته بود يا در مفهومى متفاوت و جايى غير از زمينهء واقعى آن ارائه شده بود ، در اينجا براى نخستينبار به چشم مىخورد .
بازگويى كوتاه اما مطابق با واقعيت محتواى كتاب استر را مىتوان فقط به عنوان يكى از نمونههاى متعدّد آن مثال آورد 16 .
اين حكايت اگرچه در نوشتههاى اسلامى دورهء قبل و بعد از رشيد الدّين ناشناخته نبود ، امّا فقط در اينجا بىواسطه مبتنى بر روايات انجيلى و پسا انجيلى خاخامى است ، و در نتيجه تصّوّرات قبلى و نيز متأخّر در اينباره را تصحيح مىكند .
رشيد الدّين توضيح مىدهد كه اسرائيليان نيز رهبران بزرگى داشتهاند ، و اين افراد را در زمرهء آنان برمىشمرد : آدم ، نوح ، ابراهيم ، يوسف ، موسى ، داوود ، اسكندر كبير 17 ، يعنى پيامبران و پادشاهانى كه تأثير عظيمى بر تكامل تاريخى اين قوم داشتند . در اين چارچوب شخصيّت اسكندر مقدونى نيز به خوبى جاى مىگيرد ، كه البتّه ورود او به اين جرگه نه تنها به معناى پيدايش نقطه عطفى بسيار قابل توجّه در روايات بلكه همچنين در تطّور تاريخى اسرائيل است .