تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع التواريخ ( تاريخ آل سلچوق ) ( فارسى ) — صفحة 62

مساهمون:

ص٦٢
محمّد بن سام ، كه لقب او معزّ الدّين بود ، در آن حالت به درگاه اسه ( ؟ ) بود ؛ و او ملك غزنه و هندوستان مسلّم كرد . ملاحده او را در سنهء احدى و ستّمايه شهيد كردند . و چون سلطان سنجر عهد با سلطان [ مسعود ] تازه كرد ، مدّت شانزده روز به رى بود ، و او را و جمله امراى او را تشريف گرانمايه داد كه بدان سبب خوش‌دل و مستظهر گشتند ، و سلطان بازگشت در رمضان اين سال . و بعد از يك سال ملك غور علاء الدّين الحسين بن الحسين بن الحسن بن سام از غور خروج كرد به كين خواستن برادر خود سورى ، كه او را به غزنين سلطان بهرامشاه بن مسعود كشته بود ، و اين سلطان علاء الدّين پادشاهى سخت متهوّر بىرحم بود و جبّار و قهّار ، و در آن تاريخ كه برادر او را كشته بودند ، كس را مجال آواز بلند كردن نبودى ، و ستوران را به شهيق و نهيق نگذاشتندى ، تا غايتى كه نوبت زدن برداشته بود ، تا آنگه كه غزنين فتح كرد ، آنگاه نوبت بزد ، و به شب بخفت ، و او چون خبر قتل سلطان سورى برادر بشنود ، اين رباعى پيش قاضى القضات غزنه فرستاد : شعر
اعضاى ممالك جهان را بدنم * جويندهء خصم خويش و لشكرشكنم گر غزنين را ز بيخ و بن بر نكنم * پس من نه حسين بن حسين حسنم
و غزنه را همچنانكه گفت خراب كرد به بيدادى كه غزان و تاتار نكردند ، و چون اين فتح غزنه او را برآمد ، و بهرامشاه از پيش او به كرمان و به توران شد ، غرورى در دماغ او پديد آمد ، و لشكر بسيار بر او جمع شد از غزنه و قندهار و گرمسير و جبال غور ، و امير على چترى كه امير حاجب سلطان سنجر بود ، و والى هرات عاصى شد ، و به مدد سلطان علاء الدّين رفت با حشم انبوه .