رسيد و تشريف پوشيده ، بازگشت . سلطان و اتابك و امراء يازدهم شوّال اين سال به مرغزار قراتگين به در همدان فروآمدند ، و در بيست و يكم ذى القعده از اين سال وفات ناصر الدّين آقّش بود به در همدان ، و روز يكشنبه آخر ذى الحجهء اين سال و آخر سنهء ستّين و خمسمايه سلطان ارسلان و اتابك و امراء از همدان حركت كردند به جانب رى ، و به مرحلهء كوشك باغ فرو آمدند ، و روز يكشنبه چهاردهم محرّم سنهء احدى و ستين و خمسمايه امير عزّ الدّين صمّان وفات يافت نزديك مرحلهاى از در همدان ، روز دوشنبه هفتم صفر وزير فخر الدّين بن معين الدّين كاشى از در همدان به جانب ساوه رفت به خدمت سلطان ، و وزارت بر او مقرّر شده بود .
روز چهارشنبه نهم صفر سلطان با امراى دولت از ساوه به جانب رى حركت كردند ، و [ پيش از اين به پنجشش روز ] در ساوه بادى برخاست كه سر منارهها بينداخت و خيمهها بركند ، و ستوران جمله مشمّر شدند در صحرا ، و بسيار خرابى بكرد . روز آدينه هجدهم صفر سلطان در شهر رى شد و به سراى امير اينانج نزول كرد به باغ شورما و هم در اين روز وزارت به فخر الدّين كاشى دادند ، تا در دست بالش وزارت نشست و چند توقيع بكرد بر توقيع نصرة الدّين پهلوان محمّد كرد . روز چهارشنبه چهارم جمادى الاولى سنهء احدى و ستّين و خمسمايه وفات گردبازو بود در ظاهر رى به زير گنبد شهنشاه ، و تابوت او به همدان بردند به مدرسهاى كه ساخته بود . اتابك پهلوان محمّد سه روز در بارگاه او تعزيت داشت ، و امراء و اعيان دولت براى اتابك محمّد همه حاضر شدند ، و اينانج پناه با خسرو مازندران داده بود .
روز چهارشنبه يازدهم جمادى الاولى از اين سال سلطان ارسلان از رى بيامد ، و به سر دولاب طهران نزول كرد ، و هم در اين روز رسول شاه مازندران و اينانج به درگاه رسيدند ، و پيش از اين اينانج ساوه و جرباذقان و نانى كه [ بيرون از رى ] داشت بازمىگذاشت ، تا رى تنها بر او مقرّر دارند ، و سلطان
جامع التواريخ ( تاريخ آل سلچوق ) ( فارسى ) — صفحة 114
مساهمون: رشيد الدين فضل الله همدانى
ص١١٤