الپغوش فرمان يافت ، سنقر همدانى با ملك ارسلان نزد اتابك ايلدگز آمد ، كه والدهء ارسلان در تحت حبالهء ايلدگز بود ، و آن را تقرّبى و ذخيرهاى مغتنم دانست . و ملك ارسلان به اعزاز و اكرام نزد والده و اتابك كه او را به محلّ پدر مشفق بود بماند .
و اتابك ايلدگز بندهء خاصّ كمال الدّين سميرمى بود وزير سلطان مسعود .
كمال الدّين سميرمى را در بغداد ملحدان بكشتند ، ايلدگز به خدمت سلطان مسعود افتاد و خدمتهاى شايسته مىكرد ، و در او آثار رشد بود . سلطان او را بزرگ كرد ، و ولايت ارّانيه به اقطاع به او داد ، بعد از وفات سلطان طغرل بن محمّد زن او را كه مادر ارسلان بود ، به او داد . او زن را با خود به بردع برد ، و ارسلان را تربيت مىكرد ، او را از مادر ارسلان دو پسر شدند : اتابك نصرة الدّين جهان پهلوان محمّد ، و ديگر اتابك مظفّر الدّين قزل ارسلان عثمان ، و اتابكان آذربيجان از فرزندان اتابك ابى بكر بن محمّد جهان پهلواناند .
و امّا اقسنقور اتابك مراغه و آذربيجان بندهء احمد يلى بود ابن ابراهيم بن وهسودان كه حاكم آذربايگان بودند ، و چون احمد يلى را بكشتند ، اقسنقور بزرگ شد ، و بر مراغه و تبريز و ولايت آذربيجان مستولى گشت . پيوسته ميان او و ايلدگز و جهانپهلوان منازعت و حرب بودى . سلطان محمّد شاه بن محمود پسر خود را به او سپرده بود . مىخواست تا او را به سلطنت نشاند . چندبار به بغداد فرستاد تا خطبه با نام او كنند . به جايى نرسيد ، پسر او خاصبك هم اميرى بزرگ بود ، و مدّتى حكم آذربيجان و حدود مراغه به ايشان بود .
چون سلطان محمّد از دنيا برفت در آخر سنهء اربع و خمسين و خمسمايه سليمانشاه نوبت خويش بداشت بدان مقدار كه مقدور و ميسور بود به حسب بخت و طالع ، چنان كه پيشتر مذكور است ، و امراى حضرت كه به درگاه حاضر بودند شرف الدّين گردبازو و عزّ الدّين و اتابكان او اياز و اقّش در باب
جامع التواريخ ( تاريخ آل سلچوق ) ( فارسى ) — صفحة 110
مساهمون: رشيد الدين فضل الله همدانى
ص١١٠